ایران مقتدر ، آرزوی هر ایرانی
www.iran1414.com
چهارشنبه 5 دی1386
ایران1414
نوشته شده توسط ایران1414
در 10:5 | لینک ثابت
•
سه شنبه 27 آذر1386
مصاحبه رئیس جمهور
فایلهای صوتی مصاحبهی رئیس جمهور با شبکهی اول سیما – یکشنبه 25/9/86
برای دریافت فایلها پس از کلیک راست، گزینه “save target az …” را انتخاب کنید!
مصاحبه احمدینژاد – یکشنبه 25/9/1386 – قسمت اول (اقتصادی) – 85دقیقه – 5.16 مگابایت
مصاحبه احمدینژاد – یکشنبه 25/9/1386 – قسمت دوم (سیاسی) – 24دقیقه – 1.42 مگابایت
مصاحبه احمدینژاد – یکشنبه 25/9/1386 – قسمت سوم (فوتبال و خداحافظی) – 7دقیقه – 393 کیلوبایت
نوشته شده توسط ایران1414
در 7:2 | لینک ثابت
•
پنجشنبه 5 مهر1386
کتاب های جیبی - قسمت دوم
در ادامه موضوع کتابهای جیبی مطلب زیر را دوباره بخوانید.
اعتقاد به "بدون نقشه بودن"، از افکار چه کسانی است؟
اعتقاد به "عدم وجود راهنما"، جزء چه مکاتبی است؟
اعتقاد به "نبود نشانه برای به کجا رفتن"، شما رو یاد چه نوع افکاری میاندازه؟
آنچه به نظر میرسه اینه که نوعی عرفان و اخلاق در حال رشد خزنده در جامعهی جهانی است! و این محدود به مرزهای جغرافیایی ایران نمیشود.
برجسته نمودن این شیوهها برای رسیدن به موفقیت و پیروزیهای فردی و اجتماعی، بدون توجه به مبانی و اصول ایدئولوژیک یک جامعه، میتواند نشانهای باشد از یک استحالهی فرهنگی!
سناریوی قدیمی جدایی سیاست از دین حتما به گوش شما خورده! گفتمانی که مدتهاست به عنوان یک اصل از اصول لیبرال دموکراسی غربی، همواره در مجامع مختلف خارجی و داخلی شنیده میشود!!
به نظر میرسد ، سناریوی جدیدی در حال اجراست:
ارائهی نقشه برای رسیدن به موفقیت و پیروزی با این پیشفرض که هیچ نقشهای برای موفقیت انسان وجود ندارد.
به عبارتی قطعه قطعه کردن دین! جدا کردن اخلاق و عرفان از دین.
و این یعنی خطری جدید در کنار همهی "تهدیدات فکری" که ارزشهای انسانی را هدف گرفته است!
رسیدن به "وضعیت مطلوب" بدون پذیرش مسؤولیت!
رسیدن به قلهی موفقیت بدون سخن گفتن از سختیهای صعود!
حرکت در مسیر آسان و سراشیبی، با هدف رسیدن به قله!
سوال من این است:
چطور ممکن است به آسانی در سراشیبی حرکت کرد و به قله رسید؟!؟
اعتقاد به "بدون نقشه بودن"، از افکار چه کسانی است؟
اعتقاد به "عدم وجود راهنما"، جزء چه مکاتبی است؟
اعتقاد به "نبود نشانه برای به کجا رفتن"، شما رو یاد چه نوع افکاری میاندازه؟
آنچه به نظر میرسه اینه که نوعی عرفان و اخلاق در حال رشد خزنده در جامعهی جهانی است! و این محدود به مرزهای جغرافیایی ایران نمیشود.
برجسته نمودن این شیوهها برای رسیدن به موفقیت و پیروزیهای فردی و اجتماعی، بدون توجه به مبانی و اصول ایدئولوژیک یک جامعه، میتواند نشانهای باشد از یک استحالهی فرهنگی!
سناریوی قدیمی جدایی سیاست از دین حتما به گوش شما خورده! گفتمانی که مدتهاست به عنوان یک اصل از اصول لیبرال دموکراسی غربی، همواره در مجامع مختلف خارجی و داخلی شنیده میشود!!
به نظر میرسد ، سناریوی جدیدی در حال اجراست:
ارائهی نقشه برای رسیدن به موفقیت و پیروزی با این پیشفرض که هیچ نقشهای برای موفقیت انسان وجود ندارد.
به عبارتی قطعه قطعه کردن دین! جدا کردن اخلاق و عرفان از دین.
و این یعنی خطری جدید در کنار همهی "تهدیدات فکری" که ارزشهای انسانی را هدف گرفته است!
رسیدن به "وضعیت مطلوب" بدون پذیرش مسؤولیت!
رسیدن به قلهی موفقیت بدون سخن گفتن از سختیهای صعود!
حرکت در مسیر آسان و سراشیبی، با هدف رسیدن به قله!
سوال من این است:
چطور ممکن است به آسانی در سراشیبی حرکت کرد و به قله رسید؟!؟
نوشته شده توسط ایران1414
در 11:49 | لینک ثابت
•
چهارشنبه 4 مهر1386
کتاب های جیبی - قسمت اول
"دیر یا زود در زندگی هر کسی، زمان فرا میرسد که شخص خود را در چهارراهی مییابد، در حالی که نه نقشهای در دست دارد و نه تابلو راهنما و نه نشان خاصی در معرض دید اوست. نشانهای که نشان دهد به کجا میرسد. در این مواقع است که احساس گمشدگی، عدم اطمینان، اضطراب و کنترل نداشتن به فرد دست میدهد."
آنچه خواندید، مقدمهای بود از یک کتاب!
این کتاب از نوع کتابهایی است که این روزها در کتابفروشیها زیاد به چشم میخورد!
کتابهای اغلب کوچکی که بیشتر تلاش میکنند راههای رسیدن به انواع موفقیت رو در زندگی برای انسان تبیین کنند!
- پنج راز موفقیت بزرگ
- راز تندرستی و شاد زیستن
- رازهای کسب پول و ثروت
- آری یا نه
- هدیه
- صد و هفتاد و پنج گفتار برای زندگی بهتر
- کتاب جیبی کار تیمی
- کتاب جیبی سخنرانی
- کلیدهای طلایی کار تیمی
- کتاب جیبی مدیریت زمان
- 21 اصل مطلقا شکستناپذیر مذاکره
- پیشنهادهای یک کتاب جیبی
- خودشکوفایی و موفقیت فردی
- انگیزههای یک دقیقهای
- 150 نکته برای حفظ تندرستی
- 150 نکته برای آسودگی خاطر
- 148 نکته برای لذت و شادمانی
- 60 نکته برای زندگی بهتر
- 57 نکته برای توانمندی زنان
- و ...
لیست بالا تعدادی از کتابهایی بود که شخصا از کتابفروشیها و نمایشگاههای کتاب خریدم. مشتاقانه شروع به مطالعه میکردم اما کمتر پیش میاومد که تا آخر با همون انگیزهی اول ادامه بدم!
با احترام به ناشر و مترجمان این کتابها، باید عرض کنم که من تاحالا به موردی برنخوردم که ترجمه نباشه و تألیف باشه! یعنی یک محقق ایرانی تلاش یا پژوهشی در این زمینه کرده باشه و چاپ شده باشه!
البته منطقی نیست که ادعا کنم اصلا همچین کتابی چاپ نشده، چون من که از نشر همهی کتابها خبر ندارم اما چیزی که میتونم ادعا کنم اینه که اگر هم چنین پژوهشهایی شده باشه، اونقدر کم بوده که در مقابل این هجمه گستردهی ترجمه اصلا به چشم نمیاد.
چیزی که باعث شد این مطلب رو بنویسم همون مقدمهای بود که در ابتدا عیناً از یکی از همین کتابها نقل کردم! پیشنهاد میکنم یک بار دیگه بخونید!
به این موارد با حساسیت بیشتری نگاه کنید:
نه نقشهای در دست دارد
و نه تابلو راهنما
و نه نشان خاصی در معرض دید اوست.
نشانهای که نشان دهد به کجا میرسد.
اعتقاد به "بدون نقشه بودن"، از افکار چه کسانی است؟
اعتقاد به "عدم وجود راهنما"، جزء چه مکاتبی است؟
اعتقاد به "نبود نشانه برای به کجا رفتن"، شما رو یاد چه نوع افکاری میاندازه؟
این موضوع همچنان ادامه دارد!
آنچه خواندید، مقدمهای بود از یک کتاب!
این کتاب از نوع کتابهایی است که این روزها در کتابفروشیها زیاد به چشم میخورد!
کتابهای اغلب کوچکی که بیشتر تلاش میکنند راههای رسیدن به انواع موفقیت رو در زندگی برای انسان تبیین کنند!
- پنج راز موفقیت بزرگ
- راز تندرستی و شاد زیستن
- رازهای کسب پول و ثروت
- آری یا نه
- هدیه
- صد و هفتاد و پنج گفتار برای زندگی بهتر
- کتاب جیبی کار تیمی
- کتاب جیبی سخنرانی
- کلیدهای طلایی کار تیمی
- کتاب جیبی مدیریت زمان
- 21 اصل مطلقا شکستناپذیر مذاکره
- پیشنهادهای یک کتاب جیبی
- خودشکوفایی و موفقیت فردی
- انگیزههای یک دقیقهای
- 150 نکته برای حفظ تندرستی
- 150 نکته برای آسودگی خاطر
- 148 نکته برای لذت و شادمانی
- 60 نکته برای زندگی بهتر
- 57 نکته برای توانمندی زنان
- و ...
لیست بالا تعدادی از کتابهایی بود که شخصا از کتابفروشیها و نمایشگاههای کتاب خریدم. مشتاقانه شروع به مطالعه میکردم اما کمتر پیش میاومد که تا آخر با همون انگیزهی اول ادامه بدم!
با احترام به ناشر و مترجمان این کتابها، باید عرض کنم که من تاحالا به موردی برنخوردم که ترجمه نباشه و تألیف باشه! یعنی یک محقق ایرانی تلاش یا پژوهشی در این زمینه کرده باشه و چاپ شده باشه!
البته منطقی نیست که ادعا کنم اصلا همچین کتابی چاپ نشده، چون من که از نشر همهی کتابها خبر ندارم اما چیزی که میتونم ادعا کنم اینه که اگر هم چنین پژوهشهایی شده باشه، اونقدر کم بوده که در مقابل این هجمه گستردهی ترجمه اصلا به چشم نمیاد.
چیزی که باعث شد این مطلب رو بنویسم همون مقدمهای بود که در ابتدا عیناً از یکی از همین کتابها نقل کردم! پیشنهاد میکنم یک بار دیگه بخونید!
به این موارد با حساسیت بیشتری نگاه کنید:
نه نقشهای در دست دارد
و نه تابلو راهنما
و نه نشان خاصی در معرض دید اوست.
نشانهای که نشان دهد به کجا میرسد.
اعتقاد به "بدون نقشه بودن"، از افکار چه کسانی است؟
اعتقاد به "عدم وجود راهنما"، جزء چه مکاتبی است؟
اعتقاد به "نبود نشانه برای به کجا رفتن"، شما رو یاد چه نوع افکاری میاندازه؟
این موضوع همچنان ادامه دارد!
نوشته شده توسط ایران1414
در 0:47 | لینک ثابت
•
