شنبه 14 اردیبهشت1387
كسي نيست براي توهين به مردم بميرد يا در خطبههاي نماز اشك بريزد!؟
چند ماه پيش بود كه اعتراض بعضي حضرات به توهين به نوهي حضرت امام (ره) و واكنشهاي عجيب و غريب عدهاي به اين مسأله مورد توجه محافل سياسي قرار گرفت.
افراد خاص متعلق به جاهاي خاص! به بهانهي اعتراض به اهانت به نوهي امام (ره) طبق رويهي دو سه سال اخير پيكان تهاجم خود را به سمت دولت به حق مظلوم گرفته و تا آن جا كه ميتوانستند به بهانهي دفاع از فرزند امام (ره) به دولت تاختند.
قطعا اهانت به هركس و هر مقامي به خصوص اگر سبيهي حضرت امام باشد مذموم و محكوم است، اما اعتراضات حضرات وقتي رنگ سياه نمايي به خود مي گيرد، كه در مواردي خودشان، نقش اهانت كننده را بازي مي كنند؛ آنهم به مردمي كه نه تنها نوهي امام كه خود حضرتش هم همهي انقلاب را متعلق به مردم مي دانستند و مردم را ولي نعمت مسئولان مي ناميدند.
امامي كه ما او را بنيانگذار انقلاب عزيزمان ميدانيم مي فرمود: اين انقلاب متعلق به پابرهنگان و مستضعفان است. حال همين ها كه فرياد وا امامايشان گوش فلك را پر كرده است، رييس جمهور مردمي را پوپوليست مينامند! (مسئلهاي كه اخيرا در شيراز مورد انتقاد مقام معظم رهبري قرار گرفت).
از اين دردناكتر توهين همين افراد به مردم به طرق مختلف است. قبلا مردم را لشگر قابلمه به دست ميناميدند و امروز…. پا را فراتر گذاشته و مردم را به دلفينهاي گرسنه تشبيه ميكنند و در كاريكاتوري مردم را به روباه داستان زاغ و پنير مثال ميكنند.
و از همهي اين ها مضحكتر اينست كه اين اتفاقات در روزنامهي اعتماد ملي مي افتد!! روزنامهاي كه گردانندگانش حنجرههاي خود را در راه ادعاي خط امام پاره ميكنند!!
كاش اين آقايان مختصات امام خود را ميگفتند تا شايد سوءتفاهمات برطرف شود و ما هم متوجه شويم آقايان پيرو كدام امام هستند!! راستي، كسي نيست براي اعتراض به توهين به مردم (كه در انديشه حضرت روح الله قطعا جايگاهي بالاتر از نوي ايشان دارند) سكته كند و بميرد و يا در خطبههاي نماز اشك بريزد؟؟!!
یکشنبه 26 اسفند1386
من که رأی ندادم! تو رأی دادی؟!
- "هر كسى را كه دشمن ما ميخواهد كه او برود در دستگاه حاكميت كشور و قانونگذارى كشور"، به او رأی ندادم!
- "مرزها را بايد روشن كرد"، به آنها که مرزشان روشن نیست، رأی ندادم!
- "بعضى، از دشمن رودربايستى دارند"، به ترسوها رأی ندادم!
- "بعضى، ملاحظهى دشمن را ميكنند"، به محافظهکارها رأی ندادم!
- "آن كسانى كه مرزشان با دشمن و دستنشاندگان دشمن مرز كمرنگى است، اينها براى ورود به مجلس اصلح نيستند"، به آنها هم رأی ندادم!
اما...
- "كسانى بايد باشند كه مرز روشنى با دشمن داشته باشند"، به آنها رأی دادم!
- "معتقد به عدالت اجتماعى، استقرار عدالت در سرتاسر كشور" باشند، به آنها رأی دادم!
- "متنفر از فساد در هر بخشى و در هر طبقهاى از طبقات مسئولين" باشند، به آنها رأی دادم!
- "معتقد به عزت جمهورى اسلامى" باشند، به آنها رأی دادم!
- "هر كسى را كه دشمن ما، دشمن ايران، ميخواهد كه او بر سر كار نباشد، در مجلس نباشد"، به او رأی دادم!
تو به کی رأی دادی؟!؟
و اینک برای اینکه همه جهان بشنود، با صدای بلند فریاد خواهم زد:
ما وارث کوروش، فرزند جمشیدیم!
پیروز بی برده، بت نپرستیدیم!
ما ریشهای دیرین در عشق و خون داریم
ما در شب تاریخ تا صبح بیداریم!
* جملات داخل " " که پررنگ نوشته شده، عیناً از بیانات مقام رهبری که در تاریخ 22 اسفند86 سخنرانی نمودند، استخراج گردیده است!
چهارشنبه 22 اسفند1386
برای آن ها که رای نمی دهند!!
انتخابات مجلس هشتم از راه رسید!
اهمیت انتخابات از زوایای مختلف قابل بررسی است!
از نگاه داخلی:
- تعیین ترکیب چهار ساله مجلس شورای اسلامی
- بازتاب عملکرد گروههای سیاسی با سلیقههای مختلف
- سرعت تندشونده یا کندشونده در روند اجرایی برخی امور
- و ...
و اما مهمتر، از نگاه خارجی:
- اقتدار و صلابت بیشتر کشور ایران
- تغییر موازنههای قدرت در منطقه و فرامنطقه
- اعلام عدم بیتفاوتی مردم نسبت به امور کشور
- امید و انگیزهی دیگر ملل برای تأسی به جهتگیریهای ملت ایران
- ادامهی روند حرکت به سمت پیشرفت و رفاه عمومی
- و ...
و حضور در انتخابات خارج از دو حالت نیست!
- رأی میدهم!
- رأی نمیدهم!
رفتار گروه اول، محل بحث نیست چرا که با هر انگیزهای که در انتخابات شرکت کند، حتی با رأی سفید، حضورش را ثبت کرده!
(هر چند که میدانیم، معنی این حضور رضایت کامل از سیستم اجرایی کشور نیست و انتقادها برای بهتر شدن کشور همچنان ادامه دارد!)
و اما رفتار گروه دوم!
عدم حضور، هر دلیلی که داشته باشد، باید توجه داشت:
- با هر دین، تفکر و سلیقه این حضور، سند ایرانی بودن هر فرد است!
- نگاه دشمن، به این حضور است. ایرانی با دشمن ایران همدست نمیشود!
- ایرانی بودن، افتخار کوچکی نیست که بتوان به راحتی خدشهدارش کرد!
- قیمت پیاز و سیبزمینی و اجاره بهای مسکن بالا رفته، اما شرف و غیرت ایرانی، خیلی گرانمایهتر از این تورمهاست!
- با همهی انتقادها و نارضایتیها، برای حل مشکلات باید باهم باشیم!
- هیچکس بیشتر از ایرانی، دلش برای ایران نمیسوزد!
- حتی اگر معتقد باشیم، نمایندگان از پیش تعیین شده هستند –که نیستند- باز برای کوری چشم دشمن باید حضور داشته باشیم!
- اگر نمیشناسیم، از آنها که میشناسند میپرسیم! و اگر مطمئن نشدیم، فقط حضور پیدا میکنیم!
یادمان باشد:
امروز مردم ایران، امضاکنندگان ترکمنچایها را از ملیت ایران حذف کردهاند! حتی اگر شاهزاده و وزیر و وکیل بودند!
آیا گذشتگان و آیندگان ایران زمین، به ما افتخار خواهند کرد یا بر بیتفاوتیمان سر حسرت تکان خواهند داد؟!؟
انتخاب با خود ماست!
چهارشنبه 22 اسفند1386
لیست!
این هم یک لیست بیست و هشت نفره!!
- شهاب الدين صدر
- عليرضا زاكاني
- مهدي كوچك زاده
- نادر طالب زاده
- محمد رضا سرشار
- علي مطهري
- بيژن نوباوه
- نفيسه فياض بخش
- فاطمه آليا
- مرتضي آقا تهراني
- لاله افتخاري
- اسد الله بادامچيان
- فاطمه رهبر
- روح الله حسينيان
- علي اصغر زارعي
- حسين فدايي
- حميدرضا كاتوزيان
- غلامرضا مصباحي مقدم
- الياس نادران
- حسين نجابت
- حسين مظفر
- محسن رضوي نژاد
- فهيمه خان محمدزاده
- سيد علي رياض
- نسرين سلطان خواه
- عليرضا مرندي
- حمید خاکبازان
- محمد علی رامین
یکشنبه 19 اسفند1386
مردم و انتخابات
رسانهی ملی ایران، مثل گذشته با پخش برنامهها و گزارشهای انتخاباتی مردم را برای شرکت در این رویداد ملی ترغیب میکند!
شبکههای لسآنجلسی نیز، مثل گذشته تلاش در دلسردی مردم برای حضور در انتخابات دارند.
شورای امنیت سازمان ملل، قطعنامهی سیاسی دیگری بر ضد دولت ایران تصویب میکند تا شاید در انتخابات تأثیر گذارد!
شهرهای ایران پر شده از نامهای کوچک و بزرگی است که برای ورود به مجلس هشتم تلاش میکنند!
همه در تلاش...
همه در تکاپو...
وزیر کشور مصاحبه میکند!
کاخ سفید بیانیه میدهد!
"رایس" به فلسطین میرود، اما از انتخابات ایران میگوید!
اسرائیل جعلی از قطعنامه خوشحال میشود!
دبیر کل سازمان ملل، در برابر قطعنامه سکوت میکند!
بیست و سی، گزارش انتخاباتی پخش میکند!
ایران آزاد، انتخابات را تحریم میکند!
گفتگوی ویژهی خبری، نشست انتخاباتی میگذارد!
صدای آمریکا، پیشبینی عدم حضور مردم را در بوق میکند!
سایتها تحلیل میکنند!
یکی از نظرسنجیها میگوید، اصلاحطلبان رأی میآورند!
یکی دیگر از نظرسنجیها نشان میدهد انتخابات رونقی ندارد!
شیخ مهدی کروبی مصاحبه میکند!
ائتلاف اصلاحطلبان تکذیب میکند!
جبهه ی اصولگرایان بیانیه میدهد!
هر کس به طریقی!
هر طریقی برای رسیدن به مقصدی!
همه در تلاش...
اما...
اما تعجب و تأسف از آنهایی است که نام خود را ایرانی نهادهاند و بیتفاوتاند!!
گویی در کشورشان هیچ خبری نیست!
و چه خندهآورند...
چه خندهآورند که بیش از همه، همین بیتفاوتها مدعیاند!!
تاریخ قضاوت خواهد کرد!
پنجشنبه 9 اسفند1386
کدام امام؟!؟
روزگار عجيبي است. سرو صداي مدعيان پيروي از خط امام و فرياد «وا اماما»ی ايشان چند هفتهاي است كه گوش فلك را پر كرده است. واقعاً شرايط منحصر به فردي است. منحصر به فرد در روزگار ما، اما بسيار مشابه حوادث دوران پيامبر عظيمالشانمان حضرت محمد (ص).
تشخيص اينكه در اين معركه كدام طرف واقعاً پيرو امام(ره) و دنبالهروي آرمانهاي خميني كبير است كار آساني نيست؛ البته اگر همه را پلوراتيمه خط امامي ندانيم!!!
مورد اين نوشتار مسئله توهين به نوهي حضرت امام (ره) - كه قطعا امري محكوم و مذموم است - نیست، هرچند كه اين روزها مورد قلمفرسايي افراد مختلف بوده و به گونهاي غير عادي مورد توجه جناحهاي گوناگون قرار گرفته است.
مسئله مورد بحث چيستي آرمانهاي امام (ره) و تشخيص «يادگار امام(ره)» و واكنش بعضي جريانات است. اينكه يادگار امام(ره) «چيست» يا «كيست»؟ و خط امام(ره) كدام خط است و پيروي از خط امام(ره) چگونه است؟
بي شك حضرت امام خميني(ره) حقي غير قابل انكار بر گردن نه تنها همهي ما ايرانيان، بلكه همهي مسلمانان و حتي جهانيان دارند و احترام ايشان براي تمامي سياسيون داخلي و خارجي واجب و پذيرفته شده است. مقبوليت و محبوبيت ايشان به خصوص در ميان مردم غير قابل خدشه است و در طول سالهاي بعد از انقلاب حتي دشمنان قسم خوردهي اين ملت نيز جرأت اهانت به ايشان را نداشتند. اما سالها است عدهاي دشمن آگاه و دوست جاهل در تلاشند تا از اين محبوبيت الهي نزد مردم سوء استفاده كنند و با مصادره ايشان به نفع خود و گروه و جريان مطبوعشان از اعتقاد مردم سوء استفاده كنند.
چند هفتهايست كه موج سواري اين جريانات افزايش عجيبي پيدا كرده و افرادي به نام حمايت از امام(ره) در راستاي محكوميت و تقبيح توهين به نوهي ايشان سينههاي خود را چاك ميدهند. آيا اين افراد، همين قدركه به توهين به "شخص" نوهي امام (ره) حساسيت نشان دادهاند و فرياد «وا اماما» سر دادهاند، به آرمانهاي او توجه كردهاند و ميكنند؟
آن زمان كه عده اي از همين اصلاح طلب ها نه فقط به حضرت امام(ره) بلكه به وقيحانه ترين شكل به ائمه اطهار عليهم السلام توهين مي كردند، اين جماعت كجا بودند؟
آن زمان كه متفكرين اين جبهه، شهادت امام حسين علیه السلام را نتيجه خشونت پدرش در بدر ناميدند و حضرت امام خمینی(ره) را شايسته رفتن به موزه تاريخ ناميدند، صداي حضرات در نمي آمد؟
اين خط امامي كه جمعي مدام دم از آن ميزنند كدام خط است؟
اگر كسي خارج از مرزهاي اعتقادي حضرت امام (ره) خلاف جهت ايشان حركت كند، حرفي نيست، اما چگونه ميتوان مدعي خط امام (ره) بود و همگام با مخالفان امام(ره) قدم برداشت؟
جمهوري اسلامي كه دهها هزار شهيد جان خود را براي حصول و تثبيتش نثار كردند مهم تر و با ارزشتر است يا نوهي حضرت امام(ره)؟
اين آقاياني كه اين روزها اين گونه حنجرههاي خود را براي حمايت از شخص نوهي امام (ره) پاره ميكنند و ديدگان خود را اشكين مينمايانند، چگونه در مقابل توهين به بنيانگزار اين انقلاب سكوت پيشه كرده و مي كنند؟
چگونه در مقابل توهين به رئيس جمهوري اسلامي ايران نه تنها سكوت ميكنند، بلكه خود بعضاً هم ركاب دشمن به استهزاي ايشان ميپردازند؟
باز هم تأكيد ميكنم روي سخن با امريكا و انگليس و اسراييل نيست. خير! همين آقايان مدعي خط امام(ره) را ميگويم. آيا براي امام «جمهوري اسلامي» مهمتر بود يا شخص «نوهاش»؟
قصد نگارنده در مقابل قرار دادن نوهي حضرت امام(ره) با رياست محترم جمهوري يا جمهوري اسلامي نيست. بلكه مقصود بازشناسی رفتار و سیاست جمعی از حضرات و کینه توزیشان با راه حقیقی امام(ره) است. هيچ كس توهين را به هر كس كه ميخواهد باشد تصديق نميكند، اما چطور اين جماعت در مقابل توهينها و تهمتهاي ناجوانمردانه به رئيس جمهوري (اتكايم روي شخصيت حقوقي رئيس جمهور است نه شخصيت حقیقي ايشان) روزهي سكوت گرفته اند؟
خط «امامي» كه بزرگترين هدفش تشكيل جمهوري اسلامي و زنده نگهداشتن اسلام ناب محمدي بود، اين است كه توهين به يك شخص حقيقي را – هر چقدر هم محترم باشد – محكوم كند اما در مقابل توهين به شخص اول اجرايي جمهوري اسلامي سكوت؟!!
البته اظهر منالشمس است كه طرفداري ايشان از خط امام(ره) ملعبهاي بيش نيست. ملعبهاي براي بازي گرفتن احساسات پاك مردم و تحت فشار گذاشتن رئيس جمهور.
روي سخنم با شماست!
آيا آرمانهاي امام(ره) مقدسترند يا فرزند امام(ره)؟ شمايي كه در مقابل توهين به نوهي امام(ره) اين گونه برآشفتهايد، چگونه در مقابل توهين و به سخره گرفتن آرمانهاي بزرگ ايشان كه امروز ديگر محدود به مرزهاي جغرافيايي ايران نيست، صمم بكم بوديد؟
آيا همين امام(ره) نبود كه فرمود: «اسرائيل بايد از صحنهي روزگار حذف شود؟»
آيا همين امام(ره) نبود كه فرمود: «وارثان واقعي اين انقلاب پابرهنگان و مستضعفين و كوخنشينان هستند؟»
آيا همين امام(ره) نبود كه فرمود: «آمريكا هيچ غلطتي نميتواند بكند؟»
آيا همين امام(ره) نبود كه دربارهي نهضت آزادي و قلم به دستان مزدور جيره خور امريكا هشدار ميداد؟
باز هم ميگويم، از مخالفان امام توقعي نيست به اين سخنان اعتقاد يا التزامي داشته باشند، اما شما «مدعيان»!! خط امام(ره) چه؟! چگونه است كه وقتي رئيس جمهور فرمايش حضرت امام را در مورد حذف اسرائيل تكرار ميكند او را نادان خطاب ميكنيد، انقلاب را متعلق به همه مردم، بخصوص محرومان ميداند و وقت خود را وقف آنان در دورافتاده ترین نقاط ایران ميكند، او را پوپوليست معرفي ميكنيد، وقتي مقابل آمريكا قاطعانه ميايستد و قطعنامههاي سازمان ملل را كاغذ پاره ميخواند و با حمایت مردم در مقابل باج خواهي غرب ايستادگي ميكند، او را ماجراجو و ناآشنا به مسائل ديپلماتيك ميناميد و هرگاه در باره نفوذيها هشدار ميدهد او را به تخطئه كردن متهم ميكنيد؟!
واقعاً همچنين چيزي چگونه ممكن است؟ اين همه تناقض تا كجا؟ اگر اين اختلاف را بپذيريد، كه دنبالهروي خط امام(ره) بودن را چه ميگوييد؟!
و اگر دنبالهروي خط اماميد، پس اين عملكرد چيست؟! اصلا مگر امام عزيزمان(ره) نفرموده:«پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا آسيبي به مملكتان نرسد؟» پس چطور خود را پيرو خط امام(ره) مي دانيد، اما هرگز نامي از رهبر معظم انقلاب و پيروي از ايشان نمي آوريد؟
آيا اين امام (ره) نبود كه نسبت به انجمن حجتیه هشدار ميداد و مردم را از خطر آنان آگاه ميكرد؟ حال چگونه بسياري از همين طرفداران تفكر حجتیه ای (جدايي دين از سياست) مورد حمايت خيلي از همين خط اماميها هستند؟!
و جالب تر اینکه به علت نا آشنایی مردم با این تفکر خطرناک، این آقایان اصلاح طلب آقای احمدی نژاد را به پیروی از تفکر حجتیه ای متهم می کنند!!!!!!!!!!
قلم شرم دارد.
جماعتي كه روزگاري زحمات زيادي براي اين انقلاب كشيده و در ركاب امام حتي ميتوان آنها را پایه گذاران اين انقلاب ناميد، امروز عليرغم اين تناقضات در رفتار و گفتارشان، باز هم فقط خود را پيرو خط امام ميدانند و سايرين را نامحرم به امام و انقلاب. واقعاً دردآور است شخصی كه پیوسته خود را از ياران امام ميداند و آب هم به ياد امام (ره) ميخورد، چندي پیش در سخنراني با اشاره به رئيس جمهور گفته بود متأسفانه انقلاب به دست نامحرمان افتاده است! مگر همان عزيز سفر كرده نفرموده:«ميزان حال افراد است»؟
البته به نظر نمی رسد اين حضرات به اين فرمايش مبارك ذرهاي اعتقاد داشته باشند، چرا كه تنها افتخارشان نه عملكرد كنونيشان، كه خاطرات چند ده سال پيششان با حضرت امام (ره) است.
دوستان!
همراهي امام در آن روزهاي پر التهاب جاي خود، اما امروز چه كارهايد؟
با علي در بدر بودن شرط نيست
اي برادر نهروان در پیش روست
اگر از این مردم خجالت نميكشيد_که ظاهرا نمی کشید، لااقل از امامي كه سنگش را به سينه ميزنيد شرم كنيد.
آيا امروز همانگونه كه امام(ره) ميخواست خار چشم دشمنانيد و خواب را از چشم دشمنان ربودهايد يا خداي ناكرده خواسته يا ناخواسته كه ان شاء ا... ناخواسته است آب در آسياب دشمن مي ریزید و با اظهارات و عملكردتان دشمنان امام(ره) و انقلاب را اميدوار ميكنيد؟
شما را به روح روح ا... قسم به خودتان بياييد.
چرا فكر ميكنيد فقط شمائيد كه زماني محضر امام توفيق داشتهايد، پيرو خط اماميد؟ مگر تاريخ را نخوانده اید؟ آيا مالك اشتر رسول خدا(ص) را زيارت كرده بود؟ اما زمان علي عليه السلام، مالك محمديتر بود يا زبير، همان سيف الاسلام زمان پيامبر(ص)؟! مگر همان زبيري كه پيامبر(ص)، آن زمان او را شمشير اسلام خواند و طلحهاي كه پيامبر طلحه الخير خواندش، روزي بر علي شمشير نكشيدند و مالك اشتري كه هرگز پيامبر خدا را نديده بود، به دفاع از علي علیه السلام و آرمان پيامبر خدا(ص) بر نخواست؟!
رهبر فرزانهمان چندی پیش در سخنان حكيمانه ای در ديدار مردم تبريز پيروان حقيقي خط امام(ره) را جوانان مسلمان ایرانی و غیر ایرانی و امثال شهید عزیز عماد مغنیه دانستند. بعید می دانم عماد مغنیه به محضر امام(ره) شرف یاب شده بود، اما قطعا راه واقعی امام(ره) را شناخت و ان شاالله اکنون همراه خمینی کبیر(ره) در جوار مولایش حسین علیه السلام به آرامش و آزادی ابدی رسیده است.
آيا بوی قرآنهاي سرنيزه به مشام نميرسد؟
اين بار نام امام(ره) تيتر روزنامهها شده است.
عاليجنابان! باور كنيد ما هم قلبمان به عشق امام ميتپيد، اما آن امامي كه ما صدايش را شنيديم و تصويرش را ديدم و صحبتهايش را در صحيفهاش خواندهايم، امامي نيست كه شما ميگوييد.
سخن آخر اينكه زمستان تمام ميشود و روسياهي به ذغال ميماند.
شنبه 4 اسفند1386
فایل صوتی گزارش رئیس جمهور
برای دریافت اینجا کلیک کنید!
پنجشنبه 2 اسفند1386
رو خطر کن!
از دهان گرگ طعمه را با مذاكره نميشود گرفت؛ با قدرت بايد گرفت. هزار و صد سال است كه در ادبيات كشور ما:
مهترى گر به كام شير در است رو خطر كن ز كام شير بجوى
را گفتهاند. گاهى هم عمل شده در تاريخ ما، بسيارى از اوقات هم عمل نشده.
امروز ملت ايران دارد با ايستادگى خود به اين توصيه عمل ميكند؛ رو خطركن!!
مقام رهبری – دیدار مردمی – 28 بهمن 86
سه شنبه 23 بهمن1386
حضور
22 بهمن 1386
تهران
ساعت 10 صبح
آنچه در خیابانها مشهود است، حرکت برای حضور در یک رویداد است!
هر چه به خیابانهای اصلی تعیین شده برای راهپیمایی نزدیکتر میشوی، حضور پررنگتر میشود!
همه آمده بودند!
یکی آمده بود، تا راه رفتن را با دیگر مردم ایران، بیاموزد!
یکی با اینکه سختش بود، با همهی مشکلاتش، آمده بود، تا بگوید من هم هستم!!
نام "اسرائیل"، (کشور شکست ناپذیر)، زیر چکمههای صورتی دختر بچههای ایرانی، دیدنی بود!
همه بودند! حتی با تیپهای متفاوت!
بعضیها هم میخواستند بار زحمت ترجمه را بر دوش خبرگزاریها کمتر کنند!
بعضیها پیامشان برای مسوولان نظام، خیلی شفاف بود!
پرچم ایران باید همیشه در اهتزاز باشد!
وقتی چوب پرچم نباشد، شاخه که هست!
پرچم ایران همیشه بالاست!!
خبرگزاریها و خبرنگارها سعی داشتند، حضور را برای دیگران مخابره کنند!
عکس حضرت امام و حضرت آقا، زیاد به چشم میخورد!
خیلی شلوغ بود!
و به قول بعضیها این ابتدای راه ماست!
و آخرین کلام!
جای شما خالی بود!!
یکشنبه 21 بهمن1386
ایران
و اما...
فردا،
روزی است
که به پاس حضور،
حضور میطلبد!
آری!
تو!
با هر رنگ و سلیقه و قیافه!
با همهی زیباییها و نازیباییها!
با همهی کمبودها و کاستیها!
با همهی تلاشها و سختیها!
با همهی کارآمدیها و ناکارآمدیها!
وقتی میآیی،
و آنگاه که تو،
دست در دست ایرانی دیگر مینهی،
و طعم شیرین "با هم بودن" را به یاد میآوری،
از درون خویش احساس خواهی کرد،
که از این حرکت خود آگاه،
همه شادمان هستند!
ایران زمین،
از چند هزار سال پیش تاکنون،
بر خود میبالد،
کوروش بزرگ،
از این که ایران در دست ایرانیان میدرخشد، بر خود افتخار میکند!
همهی آنانی که روزی در آرزوی ایرانی سربلند و آزاد بودند،
ابنسیناها،
حافظها،
امیرکبیرها،
و ...
همه خرسند و شادمان خواهند بود!
ایران،
برای همهی ایرانیان،
هنوز زیباست!
خودمان را از این حضور شادمانه و عاشقانه،
محروم نکنیم!
آری،
حتی تو!
دست در دست آنکه دوستش داری،
فریاد بزن،
و بیرون از قاعدهی همهی بازیها،
"با هم بودن" را به تمام عالم نشان بده!
و از این حضور،
هم خودت خرسند باش!
و هم دیگری را خوشحال کن!
لذت این حضور،
گوارای وجودت!
سه شنبه 2 بهمن1386
این مردم باید تنبیه شوند!
.jpg)
در غزه چه می گذرد؟
در پس پرده ی محاصره ی غزه چه موضوعی نهفته است؟
هدف از کشتار وحشیانهی مردم و محاصرهی همه جانبهی غزهی مظلوم چیست؟ چه کسانی و چرا مردم غزه را تا این حد تحت فشار گذاشتهاند؟
به دو سال و نیم قبل برویم. هنگامیکه در جولای 2005 محمود احمدینژاد در عین ناباوری و بهت تمام صاحبنظران داخلی و خارجی به خصوص قلدران دنیا با انتخاب مردم و در روندی دموکراتیک - آنهم از نوع واقعی نه از نوع امریکایی!!!- به ریاست جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد!
سونامی در خاورمیانه رخ داد و پیشبینی شد امواجش همهی خاورمیانه را تحت تاثیر قرار دهد، اما هرگز کارشناسان فکر نمیکردند که قدرت این تحول آن قدر باشد که چندی بعد در انتخاباتی که با حضور همه جانبهی نیروهای اطلاعاتی و امنیتی امریکا و اسراییل به عنوان ناظران بین المللی سازمان زورگویان جهان (بخوانید سازمان ملل!!) برگزار شد، نیروهای حماس که با تاسی به مولایشان حسین علیه اسلام و پیروی از خمینی کبیر، تنها راه مقابله با اسراییل را در مبارزه میبینند به پیروزی برسد. بلکه، علیرغم حمایت مادی و معنوی کشورهای غربی از جناح رقیب حماس درست مثل انتخابات ریاست جمهوری خودمان که حتما یادتان هست که چند روز مانده به انتخابات، رادیو فردا چه طور از یه جنابی! تعریف می کرد!! این اتفاق افتاد و موجب شگفتی کارشناسان سیاسی از یک طرف و عصبانیت امریکا و اسراییل از طرف دیگر شد.
اما امریکا در مواجه با این دو دولت برخواسته از آرای مردم استراتژی یکسانی برگزید. بعد از استقرار دولت دکتر، تعدادی از مقامات برجستهی سیاسی و اطلاعاتی امریکا به همراه بعضی از افراطیون شکست خورده در انتخابات یکصدا عنوان میکردند که اجازه نخواهند داد عمر دولت احمدی نژاد به شش ماه برسد!
از همان زمان اقدامات تخریبی علیه دولت نهم شروع شد و دشمنان و دوستان جاهل تلاش کردند تا به هر طریق که میتوانند به مردم فشار وارد کنند و گناه همهی مشکلات را به گردن دولت نو پا و گلاویز با مافیای آقای احمدی نژاد بیاندازند.
از گرانی عجیب غریب مسکن تا قیمت گوجه و تخم مرغ! هدف از این کار القای ناکارآمدی دولت و از همه مهمتر پشیمان کردن مردم و تنبیه آنان به خاطر انتخابشان بوده است. پنج شنبه 27 دی ماه آقای عطریانفر (همان رییس اسبق سازمان حفاطت و اطلاعات نیروی انتظامی) در سر مقاله ای در روزنامهی نفتی(!) مدعی دموکراسی و از طرفداران دموکراسی امریکایی کارگزاران وابسته به حضرت استوانه! با ناکارآمد خواندن آقای احمدی نژاد و دولتش، حسن انتخاب مردم را این دانست که مردم فهمیدند با تفکری مثل تفکر ایشان نمی توان کشور را اداره کرد!
بوش در صحبت هایش در دوبی خود را دوستدار مردم ایران معرفی و ادعا کرد مردم ایران لایق حکومت بهتری هستند! در حالیکه او خود خوب می داند بر خلاف امریکا که رییس جمهورش برخلاف خواست مردم و به طور مشکوک با رای قضات به قدرت رسیده است، در ایران مردم با رای محکم خود رییس جمهورشان را انتخاب کرده اند.
بنابراین دشمنان این ملت از شدت عصبانیت از دست مردم ایران به علت انتخابشان در انتخابات ریاست جمهوری نهم که البته دنباله روهای ایرانیشان بارها این عصبانیت را بروز داده اند، در صدد تنبیه مردم و پشیمان کردن مردمند.
حتما میدانید اقدام ترکمنستان در قطع گاز صادراتی خود به ایران در روزهای سرد اخیر تحت فشار امریکا انجام شد، که هرچند باعث اذیت شدن عده ای از هموطنانمان شد، اما با هوشیاری مردم هرگز به هدف نخورد.
سایر اقدامات تخریبی، توطئه ها و تهمت ها نیز با همدلی و آمادگی همیشگی ملت و رهبری مقتدرانه و مدبرانه ی امام خامنه ای یکی پس از دیگری به شکست انجامید.
اما غزه! در غزه هم امریکا و سایر دوستانش از انتخاب هنیه به نخست وزیری شیطنت های خود را شروع کرد و در اقدامی بیسابقه و خلاف موازین بین المللی این دولت مشروع را به رسمیت نشناختند. کم کم سنگ اندازی در دولت حماس را تشدید کردند!
با تنگ شدن اوضاع بر رژیم جعلی صهیونیستی، آنها به محاصرهی همه جانبهی نوار غزه و در تنگنا قرار دادن مردم بی دفاع وبی گناه پرداختند تا بلکه آنها را نیز مثل ما(!!!) از انتخابشان پشیمان کنند.
متاسفانه اوضاع در غزه به شدت بحرانیست و آب و برق و گاز و هر چه را که میتوانستند قطع کردهاند؛ فقط به این جرم که مردم فلسطین دولت حماس را برگزیدند و به دوستان فلسطینی امریکا نه گفتند.
اوضاع فلسطین وخیمتر از آن است که بتوان از هزارن کیلومتر دورتر آن را درک کرد. سکوت تمامی مجامع بین ا لمللی هم امری عادیست و خیلی نباید به آن پرداخت. چون اگر غیر از این بود باید تعجب می کردیم!
شباهت عجیبیست؛ روند انتخاب دو دولت آقای احمدی نژاد و اسماعیل هنیه و نوع برخورد غرب با آنها!! مسلما نتیجه نیز مشابه خواهد بود و ان شاءلله در غزه نیز دشمنان اسلام به مطاعی نخواهند رسید.
جالب است!
پیشنهاد روزنامهی سعد حریری!
حماس کوتاه بیاید، مسألهی غزه حل میشود!
چهارشنبه 26 دی1386
استراتژی در رهبری
با عزیزی راجع به رفتارهای گوناگون رهبران دینی، در مقاطع مختلق زمانی بحث کوتاهی داشتم که تصمیم گرفتم مطلبی رو اینجا مطرح کنم!
علی بن ابی طالب
جانشین پیامبر خاتم که در اثبات این موضوع مطالب زیادی از علمای شیعه و سنی نقل شده است.
25 سال سکوت که به قول خودش "خار در چشم و استخوان در گلو" بوده است.
از دست دادن همسر، فاطمه، دختر پیامبر خدا
کمتر از 5 سال حکومت و سه جنگ داخلی
"جنگ جمل" – ناکثین – کسانی که به واسطهی چند حماسه و فداکاری در صدر اسلام، توقع داشتند علیرغم اینکه در این مدت به اشراف تبدیل شده و از مردم فاصله گرفته بودند، باز هم در حکومت علی جایی داشته باشند.
سران این جبهه: طلحه کسی که پیامبر به او لقب "طلحه الخیر" داده بود!
زبیر که به خاطر فداکاریهایش، از سوی پیامبر "سیف الاسلام" (شمشیر اسلام) نامیده شده بود!
عایشه، همسر پیامبر که لقب "امالمونین" همراهش بود!
اینان باجخواه حکومت بودند و چون علی چراغ سبزی نشان نداد، به بهانه خونخوهی خلیفهی مقتول به جنگ با علی رفتند.
"جنگ صفین" – قاسطین – معاویه و دستگاه اشرافی اسلام!
معاویه که حکومت علی مورد پسندش نبود، حاضر نشد به فرمان علی گردن نهد و جنگ صفین روی داد! همان جنگ معروفی که قرآن بر سر نیزه رفت و امثال "اشعث کندی" که عقلشان به چشمشان بود، به عقیدهی خودشان به جنگ قرآن نرفتند!
و بعد ماجرای حکمیت! "ابوموسی اشعری" و "عمروعاص"
"جنگ نهروان" – مارقین - کاسههای داغتر از آش!
کسانی که مدعی بودند علی به خاطر گناه نکرده باید توبه کند! و اگر توبه نکند، با شمشیر او را به توبه وادار میکنند!
چهار هزار احمق مقدس مآب که پیشانیهایشان از شدت سجده، پینه بسته بود!
و شهادت علی!
نفرین علی بر مردم کوفه!
نفرینی که همچنان دامنگیر است!
به دست پستترین انسانها، در محراب خونش ریخته شد!
علی اولین ثارالله است و حسین نیز دومین!
تنها رهبرانی که خونشان بر زمین ریخت و خداوند وعدهی انتقام خون آنان را داده است!!
حسن بن علی
دورانی که تفکیک دوست از دشمن سخت شد!
نفاق، چهرهی اصلی این زمانه است!
یارانی که با وعدهی پول و عمارت، فرزند علی را تنها گذاشتند!
نبرد با معاویه به صلح انجامید!
چرا که حتی "ابن عباس" نیز، فریب خورد!
برای حفظ آنچه هست، مبارزه به صلح تبدیل شد!
و اما شهادت!
چهرهی نفاق حتی در خانهی رهبر نفوذ کرده است!
جایی که به دست همسر مسموم میشود و به شهادت میرسد!
حسین بن علی
معاویه از تعهدات در صلح، خود سرپیچی کرده!
یزید بیعت حسین را میخواهد!
یعنی حمایت فرزند علی از دستگاه اشرافی حکومت!
در حج سال ۵۹هجری، یک سال قبل از حادثه کربلا، حسین علمای اسلام را دعوت میکند و با آنان سخن میگوید!
- تا کی مردم به خاطر اسلام به شما احترام کنند و شما به خاطر اسلام هیچ نکنید!؟
- تا کی فقط در کنج خانهها به پیامبر درود فرستید و در اجتماع شیوهی پیامبر را اجرا نکنید؟
- تا کی ...
سال 6۱ هجری!
حسین حج را رها میکند!
اعلام میکند که این سفر بازگشت ندارد!
حادثه در کربلا روی میدهد!
حسین، فرزند علی و زهرا، در بیابان، با لب تشنه، کشته میشود!
از اطرافیان حسین، بجز کودکان و زنان، همگی کشته میشوند!
عباس، برادر حسین!
علی اصغر، فرزند حسین!
علی اکبر، فرزند حسین!
قاسم، پسر برادر حسین!
و ...
حسین فلسفهی شهادت خود را اینگونه بیان میکند:
1- دعوت به زیبایی
2- پرهیز از پلیدی
3- به پا داشتن راه و روش پیامبر خاتم
4- فریاد: هیهات من الذله (هرگز تن به خواری نمیدهم!!)
و حسین سالار شهیدان لقب میگیرد!
علی بن حسین
دوران خفقان!
همهی قدرت رسانهای در چنگ اسلام اشرافی!
امکان مبارزه، به هیچ وجه میسر نیست!
کوچکترین اشتباهی، حقیقت اسلام را همیشه مدفون میکند و آنچه بر سر مسیحیت آمد، بر سر اسلام میآید!
رهبر چه میکند!؟
سکوت؟! سستی؟! فراموشی؟! آه و ناله؟!
حتی در زمانی که هیچ ابزاری در اختیار نیست باز هم مسوولیت سلب نمیشود!
به قول معلم شهید: مسوولیت زادهی توانایی نیست، زادهی آگاهی است و انسان بودن!
صحیفهی سجادیه نگاشته میشود! -متن کامل صحیفه سجادیه-
تا در ورای این دعاها، ارزشها و منشور اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، فکری، اقتصادی، امنیتی و همه و همه حفظ شود!!
خاصیت دعا این است که تحت تأثیر شرایط اجتماعی نیست! قیمت پیاز و سیبزمینی ممکن نیست بر دعا اثر گذارد! هرگز!!
دعا یک آرمان است! و خودش به صورت ذاتی، قدرت حفظ خودش را دارد!
و علی بن حسین، زینت پرستندگان لقب میگیرد!
محمد بن علی
دوران خفقان در حال گذار است!
سرزمین حکومت اسلامی به اوج گستردگی خود رسیده است! اما از درون در حال پوسیدن است!
خلیفهی اموی، هشام بن عبدالملک به حج میرود!
محمد بن علی نیز در حج حضور دارد!
مردم به جهت اخلاق و رفتار پیامبر گونهی او همچون پروانهها به گردش طواف میکنند!
خلیفه تحمل ندارد! امکان مبارزه نیز نیست!
خلیفه پس از مراسم حج، رهبر را در تنگنا قرار میدهد!
در مراسمی، از مسابقهی تیراندازی گرفته تا مباحث علمی برای بیاعتبار ساختن محمد بن علی استفاده میکند! اما در هیچکدام نتیجه نمیگیرد! قضیه به عکس میشود!
بار دیگر گروهی از دانشمندان مسیحی را فرا میخواند، این بار نیز تیر به سنگ میخورد!
رفتار آرام و با وقار رهبر همه را به تعجب وا داشته است!
زمینه برای جهاد علمی آماده است!
به او لقب "شکافنده دانش" را میدهند!
او نیز به شهادت میرسد!
جعفر بن محمد
جعفر بن محمد با دوازده خلیفه معصر بوده! ده خلیفه اموی و دو خلیفه عباسی!
در فاصلهی انتقال حکومت از امویان به عباسیان، بازارهای بحثهای اعتقادی داغ میشود!
چون نظارتی وجود ندارد، هر کس هر چه میگوید به طریقی به پیامبر منتسب میکند!
گروهی به انکار خدا میپردازند!
گروهی صوفیگری و ترک دنیا را ترویج میکنند!
برای مقابله با این هجمهی فرهنگی و عقیدتی، دانشگاه علمی تاسیس میشود!
سوال و جواب علمی به حد اعلا میرسد!
دانشمندان زیادی از این زمان چرخهی تولید علم را آغاز میکنند!
خلیفهی عباسی، تحمل ندارد!
این رهبر نیز پس از دوران کوتاه فشار سیاسی، به شهادت میرسد!
موسی بن جعفر
هارون الرشید، مقتدرترین فرد در حکومت عباسی است!
فردی به نام علی بن یقطین که از خواص موسی بن جعفر میباشد، در دستگاه حکومت نفوذ کرده و وزیر هارونالرشید میباشد!
این موضوع برای فعالیتهای رهبر، موقعیت مناسبی است تا حقایق را بیشتر به مردم منتقل کند!
داستان اجاره دادن شترهای یکی از دوستان به خلیفه نیز در همین دوران است!
جایی که رهبر میگوید حتی امید به سلامتی برای یک ظالم و کمک به او در هر شرایطی شراکت در ظلم است!
بعد از مناظرهی خلیفه و رهبر در مزار پیامبر، پس از مدتی دستور دستگیری رهبر صادر میشود!
زندانی شدن در خانهای تنگ و تار تا زمان شهادت!
هشام، موسی بن جعفر را هم به شهادت میرساند!
به خاطر تحمل سختیها و بداخلاقیها، موسی بن جعفر را "بردبار" نامیدند!
علی بن موسی
هشام، وصیت میکند امین، ولیعهد باشد! اما مأمون با دسیسهای امین را میکشد و بر قدرت تکیه میزند!
برای نظارت بیشتر علی بن موسی، به طوس فراخوانده میشود!
و برای عوام فریبی، خلیفه، به ایشان پیشنهاد ولیعهدی میکند!
او نمیپذیرد!
پس از اصرار و تهدید مأمون، او به شرط عدم دخالت در حکومت و صرفا به صورت تشریفاتی این مقام را میپذیرد!
برای نماز عید فطر، دستگاه خلافت به خیال اینکه صرفا نمازی خوانده خواهد شد، از علی بن موسی دعوت میکند.
نماز عید فطر که به امامت رهبری، برگزار میشود، دستگاه خلافت را دچار سرگردانی میکند!
علی بن موسی نشان میدهد که علاوه بر نماز خواندن، چگونه نماز خواند نیز مهم است!!
چگونه بودن مهمتر از بودن است!
دستگاه عباسی، علی بن موسی را نیز با مسومیت به شهادت میرساند!
محمد بن علی
مباحث مختلف در دستگاه خلافت میان علمای درباری و رهبر مردمی، برای خدشهدار کردن جایگاه رهبری میان مردم، کم و بیش در جریان بود!
تنها را مبارزه با آگاهی مردم، دور نگهداشتن آنها از منبع علم و آگاهی است!
نظارت بیش از حد بر رفت و آمد!
زندان!
خفقان!
و در انتها باز هم شهادت!
به علت اینکه بخشندگی یکی از بارزترین خصایص اخلاقی محمد بن علی رفتار اجتماعی بود، به او لقب "بسیار بخشنده" دادهاند!
علی بن محمد
بداخلاقیهای متوکل به حد اعلا رسیده!
افسران دستگاه خلافت، شب و روز بر خانهی علی بن محمد میشورند و او را به قصر حکومت میبرند!
اینها فقط بهانهای است برای کنترل بیشتر!
"منتصر" یکی از فرزندان متوکل، به علت حقارت همیشگی در خانواده و دربار، نقشهی ترور پدر را با همکاری افسران ترک، اجرا کرد!
"منتصر" وقتی به خلافت رسید، رفتارهای متفاوتی از خود نشان داد:
- "فدک" را به رهبری شیعیان برگرداند!
- وقفهای شیعیان، پس داده شد!
- زیارت قبور علی بن ابی طالب و حسین بن علی، آزاد شد!
پس از یکسال افسران ترک که نگران محبوبیت "منتصر" بودند، با فشار به پزشک او، "منتصر" را کشتند!
اینبار "مستعین" عموی منتصر که دست نشاندهی افسران ترک بود بر منصب خلافت تکیه زد!
حیف و میل بی حد و حصر اموال عمومی اتفاق میافتد!
افسران ترک مستعین را نیز برکنار میکنند و "معتز" پسر متوکل را بر خلافت مینشانند! و او سر از تن مستعین جدا میکند!
بار دیگر چون نظارت کاستی میگیرد، انواع اعتقادات منتسب به پیامبر مطرح میشود!
در این میان رهبری جامعه، به تربیت شاگردانی میپردازد که حقیقت را برای مردم روشن سازند!
یکی از این خواص، عبدالعظیم حسنی است که منتسب به حسن بن علی میباشد.
"معتز" برای آنکه خیالش از بابت حکومت راحت شود، ابتدا سران ترک را میکشد و سپس نزدیکان دربار را تبعید میکند!
و پس از آنکه حکومت خود را قدرت بخشید، به مقام رهبری تعرض میکند!
این رهبر نیز پس از مسمومیت به شهادت میرسد!
روشنگریهای علی بن محمد باعث میشود تا به او لقب "هدایتگر" بدهند!
حسن بن علی
در زمان معتصم، به بهانهی دور نگهداشتن افسران ترک، در نزدیکی بغداد، در منطقهی "سر من رای" پادگانی ساختهاند که بعدها به سامراء معروف شد!
"معتز" توسط افسران ترک در اتاقی محبوس میشود و پس از سه روز بی آب و غذا جان میدهد!
"مهتدی" و سپس "معتمد" بر سر کار میآیند!
دوران عباسی در سراشیبی است و انتظار میرود آسودگی برای رهبری جامعه پیشبینی شود!
اما اینطور نمیشود!
دستگاه خلافت از ترس فروپاشی، حسن بن علی را بیش از هر زمان زیر نظر دارد
پس از مدتی او را به پادگان رسمی پایتخت منتقل میکند!
او را زندانی میکنند!
از همین رو به حسن بن علی، لقب "عسکری" به معنی "گرفتار در پادگان" دادهاند!
و پس از مدتی حسن بن علی نیز به شهادت میرسد!
حجه بن الحسن
پس از حضور یازده رهبر در جامعه، رهبر دوازدهم از نظر غایب میشود تا در زمان معین ظهور کند!
او جایی نرفته که بازگردد!
او فقط از نظرها "غایب" است!
وقتی برای آمدنش دعا میکنیم، باید برای رسیدن خودمان تلاش کنیم!
او همواره هست! در میان مردم!
باید شرایط فهمیدن او را ایجاد کنیم!
نتیجه:
- رهبری در جامعهی اسلامی یک نقش پیوسته، فعال و ارگانیک است!
- برای حصول به هدف (سعادت مردم) تغییر استراتژی ضروری است!
- آن چیزی ارزش است که در رسیدن به هدف، مردم را یاری دهد!
- ارزش در هر لحظه توسط رهبری جامعه تعیین میشود! (آنچنان که علی سکوت کرد، حسن صلح نمود و حسین جهاد!)
- حمایت نکردن از فرامین رهبری در جامعه، تفاوتی با حمایت از دستگاه ظلم ندارد! (آنان که در زمان جهاد حسین در حج بودند، با همراهیان یزید، تفاوتی ندارند!)
- نتیجهی جهالت و خیانت در هر صورت به ضرر مردم است! (آنچنان که جهالت مردم در زمان علی، همان نتیجهای را داد که خیانت در زمان حسن و هر دو به ضرر مردم تمام شد!)
- دعوت به زیبایی و پرهیز از پلیدی، مفاهیم کلی است که مصادیق آن باید توسط رهبری جامعه تعیین شود!
- تحجر و مقدس مآبی همان اندازه مضر است که فراموشی مکتب ضرر میرساند!
- رهبری پویا نیازمند مکتب اجتهادی است! (در شرایط خاص، تصمیم خاص!)
- آنچه رهبری جامعه بگوید، حتی اگر از زاویهای خلاف قانون باشد، برای مردم بهتر است! (مثل مقدم بودن فرمان پلیس بر قانون ترافیک)
- اسلام همواره بر دشمنان خارجی پیروز بوده اما همواره بخاطر جهالت و خیانت از درون ضربه خورده است!
- در مکتب اسلام، "بودن" مهم است، اما "چگونه بودن" مهمتر است!
- در مکتب اسلام، هم "چه کسی حکومت کند؟" مهم است، هم "چگونه حکومت کند؟"!!
- تقابل جبههی حق و باطل از اول خلقت بوده و تا آخر هم ادامه دارد! (هابیل و قابیل، موسی و فرعون، ابراهیم و نمرود، علی و معاویه، حسین و یزید و ...)
- در میان جبههگیری حق و باطل باید شفاف رفتار کرد!
- دید روشن و باز از مهمترین شاخصهای مکتب اسلامی است! (تا مثل اشعثها در صفین، حقیقت محض با پوست و مرکب معاوضه نشود!)
- این مهم نیست که حق با چه کسی است؟! مهم این است که چه کسی با حق است!؟
- حقیقت را با افراد نسنجیم! بلکه افراد را با حقیقت محک بزنیم!
- هر چیزی خوب است، قانون است، نه اینکه هرچیزی چون قانون است، پس خوب است!!
تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش!
پنجشنبه 20 دی1386
حمایت آمریکا
- مقام رهبری - ۱۹دی ۱۳۸۶
شنبه 17 آذر1386
نظرات یک دوست
دوست عزیزی در نظرات پست "میگویند..." به چند تا مورد اشاره کرده بود و خواسته بود که شماره شماره به ایشون جواب بدم.
چون با حروف انگلیسی نوشته بودند، عین گفتههای ایشون رو با حروف فارسی نوشتم که برای خوندن راحت باشه. (میتونید نظرات ایشون رو در نظرات پست قبلی ببینید.)
نظرات دوستمون رو با رنگ آبی و حرفهای جدید رو با رنگ مشکی نوشتم که راحتتر قابل تفکیک باشه.
شهدا رفتند تا احمدینژاد و امثال تو روی قطرات خونشون قدم بزنید و بعد هم مستانه بخندید.
راجع به رفتن شهدا و قدم زدن روی خون شهدا باید مفصل بحث کرد! همین اندازه بدون، امیدوارم بتونی این حرفت رو ثابت کنی، چون حتما میدونی که تهمت زدن از نظر اخلاقی و دینی کار خیلی زشتیه!!
1- اسمشو کردن خلیج عربی
دوست عزیز!
اشتباه به عرضتون رسوندن! اسمش خلیج عربی نیست!
جهت استحضارتون، عنوان اصلی این اجلاس اینه: "مجلس التعاون لدول الخلیج العربیه"
کلمه "الخلیج" در زبان عربی، مذکر است و در نتیجه مطابق قانون تبعیت صفت از موصوف در زبان عربی، صفت آن نیز باید مذکر باشد. از آنجایی که صفت ذکر شده در پایان نام شورای همکاری (العربیه) مونث است، میتوان نتیجه گرفت که "العربیه" نمی تواند صفت کلمه مذکر "الخلیج" تلقی شود و در واقع صفت کلمه مونث ماقبل آن ("الدول" به معنی کشورها) است. از اینجاست که ترجمه دقیق نام شورا "شورای همکاری کشورهای عربی خلیج" است.
2- احمدینژاد لال مرده بود راجع به جزایر حرف بزنه یا یادش رفت یا مصلحت نبود خاک مملکت رو حفظ کنه؟
(در ابتدا به دلیل توهین به یک انسان از همه خوانندگان عذرخواهی میکنم!)
دوست عزیز!
ظاهرا همه چیز برعکس شده! اونجایی که حقمون داره از بین میره باید سکوت کنیم و اونجایی که حقمون رو گرفتیم باید داد بزنیم! آخه کدوم عقل این رفتار رو تأیید میکنه؟
جزایر سه گانه هماکنون در مالکیت و تبعیت کشور ما قرار داره! چیزی که "هست" رو چرا باید جنجالی کنیم؟!
اگر جزایر در اختیار ایران نبود، باید برای گرفتنش داد و قال میکردیم! مثل جریان هستهای! اما وقتی در اختیار داریم دیگه داد و قال برای چی؟!
بهتر نیست بجای پاسخ دادن و شلوغ کردن، بذاریم مدعیان این ادعای دروغین، اینقدر این موضوع رو تکرار کنند تا بیخیال بشن؟!
چیزی که در اختیار ماست که داد و قال نداره! بذار طرف مقابل داد و بیداد کنه!
البته ما میدونیم که این موضوع یه مسألهی استراتژیکه و در حال حاضر تقریبا یه موضوع فرسایشی شده است!
3- دیپلماسی یعنی اینکه بری جایی که بهت فحش خواهر و مادر بدن تو هم بهشون بخندی؟
دوست عزیز!
دیپلماسی یعنی استفاده از امکانات و ابزار موجود برای رسیدن به هدف!
کی میتونه ادعا کنه با یه تبلیغات رسانهای، مصاحبهی تلویزیونی انجام میده که پانصد میلیون نفر ببیننده مستقیم داشته باشه؟!
اتفاقی که افتاد این بود: میخواستن با تبلیغات و جنجال رسانهای، از دیدار رئیس جمهور ایران با دانشجویان کلمیبا یه بهرهی سیاسی ببرند، که نه تنها به این هدف نرسیدند، بلکه با یک چرخش بسیار عجیب، همه چیز به نفع ایران شد!
شما که انگلیسی تایپ میکنید حتما میتونید عبارات لایتن رو بخونید و ترجمه کنید. پیشنهاد میکنم به سایتها و وبلاگهای مردم دیگر کشورهای جهان هم سری بزنید.
4- حمایت از ایران همین که سوریه رفت آناپولیس، دیگه وای به بقیه! کی از ما حمایت کرد؟ نکنه هوگو چاوزو میگی؟ یه احمق به تمام معنی خدانشناس!
دوست عزیز!
راجع به حضور سوریه در آناپولیس به عرضتون برسونم که سوریه رو دست خورد!
آمریکا به سوریه وعده داده بود که در صورت شرکت در اجلاس آناپولیس، خروج نیروهای رژیم صهیونیستی از بلندیهای جولان رو تضمین کنه! که مثل همیشه بلوف بود و سوریه دست خالی برگشت!
حالا اصلا این موضوع چه ربطی به ایران داره؟! موضوع آناپولیس مسألهی اسرائیل و فلسطین بوده!
بعد هم با یه کم فراست و بینش بازتر میتونی ببینی که حضور رئیس جمهور در اجلاس همکاری کشورهای عربی خلیج، یه پاتک سنگین به آناپولیس بود!
باز هم پیشنهاد میکنم سایتهای دنیا رو بخونی! البته منظورم سایتهای خبری معلومالحال نیست!
منظورم حمایت اتحادیه عرب، و 116 کشور غیرمتعدها و خیلی کشورهای دیگه بود!
راجع به هوگو هم پیشنهاد میکنم، بحثهای مربوط به آینده جهان رو که استراتژیستهای بزرگ ایالات متحده مثل برژیسنکی، کسینجر، فوکویاما، مایکل لدین و ... تبیین کردند رو بخونید.
کلماتی مثل حیاط خلوت، مراکز ثقل هفتگانه، دوایر متحدالمرکز، کشورهای قمر و ...
همین اندازه میتونم بگم که اگر آمریکا پا گذاشته در کشورهای اطراف ایران، ایران هم پا گذاشته در کشورهای همسایهی آمریکا!
5- اون مقامی رو که تبریک گفته رو بگو. یکیشون از کشورهای در حال توسعه باشن، قبوله! نکنه سریلانکا رو میگی که نفت قراره بهش بدیم، چایی وارد کنیم و مزارع چایی شمال داغون کنیم؟
راجع به این موضوع هم ترجیح میدم ابتدا مسائل آیندهی جهان رو مطالعه کنید و بعد با هم بحث کنیم!
البته فکر میکنم منظور شما از "کشورهای در حال توسعه"، کشورهای توسعه یافته و صنعتی باشه!
همین اندازه اشاره میکنم که در مراکز هفتگانهی ثقل جهانی، یکی از شاخصهای قدرت، جمعیت جوان و زاینده است!
با نگاهی مختصر به آمار زاد و ولد در کشورهای توسعه یافته، حتما متوجه خواهید شد که این کشورها در چند سال آینده با بحرانهای اجتماعی روبرو خواهند شد. چرا که در حال حاضر نیز آنچه به عنوان زاد و ولد در کشورهای اروپایی اتفاق میافتد مربوط به مهاجران غیر بومی است!
این همان چیزی است که به عنوان جمعیت سرریز از آن یاد میشود.
6- رئیس جمهور روسیه که اومد ایران گفت حق ایران به جای 50% از دریای خزر 9% هست. مگه خره نیاد؟ اگه جاش ناصرالدین شاه هم بود از قبر بیرون میاومد، شرکت میکرد.
این لطف رو در حق من انجام بده و اون قانونی که حق 50درصدی ایران رو 9درصد کرده، حتما ارائه بده!
فکر میکنم چیزی شبیه همون "خلیج عربی" باشه!
در ضمن برای بازتاب حضور پوتین در ایران، باز هم پیشنهاد میکنم که با دقت بیشتری سایتهای دنیا رو بررسی کنی! (باز هم میگم نه صرفا سایتهای معلومالحال)
7- علتش اینه که مردم دنیا نور سفید دور کله کسی ندیدند، اومدند ببینند. در ضمن اگه منبعت رجانیوز و این اراذل و اوباشه که آره تو راست میگی!
دوست عزیزم!
نمیخواستم این پاراگرافت رو جواب بدم چون خالی از ادب و نزاکته!
اما جهت استحضارتون اون چیزی که مردم دنیا ندیدند، آدم منطقی، شجاع و اثرگذاره!
آدمی که حاضر نیست به خاطر بهبه و چهچه رسانههای خاص، تا ناف سران چند تا کشور اروپایی دولا بشه!!
8- علتش خیلی ساده است. آخه رفتن به جایی که کاری نداره! بدبخت امارات کشوریه که تو زمان محمدرضا شاه ما سرود ملیش رو ساختیم. حالا افتخار رئیس جمهورمون رفته اونجا؟
دوست عزیز!
بازهم بهتره شما بحثهای آیندهی جهان رو بخونید!
حتما این کار رو بکنید!
9- نه ولی گذشتگان هیچ وقت نگفتهاند ما خوبیم قبلیها همه بد بودند. ما توپیم همه احمق بودند.
آدمهای فسیل شدهای که به خاطر کارهای 30 سال پیش هنوز ادعای پدرخواندگی بر مردم دارند، چه کسانی هستند؟
در زمان انتخابات توهین از جانب چه کسی حتی در رسانهی ملی اتفاق افتاد؟!
در حال حاضر چه کسانی هستند که رفتارهای قیممآبانه با مردم دارند؟!
باز هم پیشنهاد میکنم مقداری بازتر بیندیشی!
10- این دقیقا خصوصیت فاشیستهاست. یا اخبار رو نمیخونی یا سرت زیره برفه. تموم اون دانشجوها که حرفی زدند الان تو زندانند و دارند آب خنک میخورند. خوب اونم اون موقع تو دلش گفت بعدن به حسابشون میرسم.
دوست عزیز!
شما لطف کن از میان همهی اون کسانی که الان دارند آب خنک میخورند، 10نفر یا 5نفر رو برای ما معرفی کن!
البته لطفا مستند باشه!
آقای فلانی، دانشجوی فلان رشته که در دانشگاه اون کار رو کرد الان در فلان زندانه و حکمش اینه!
بیصبرانه منتظرم!
11- کسی که این انتقاد رو کرده از قد کوتاهش، احمق بوده. ولی لباس بیارزش پوشیدن نشونهی چیه؟ حضرت علی همیشه بهترین لباسها رو میپوشید.
اول اینکه از کی و طبق کدوم مکتب لباس گران قیمت پوشیدن شده ارزش؟!
به قول همون حضرت علی که تو ازش اسم میبری:
ارزش هر کس به اندازهی دانایی و تخصص اوست!
دوم اینکه از حضرت علی همین رو فهمیدی؟!
ممکنه بگی از کجا فهمیدی حضرت علی لباس باارزش میپوشیده؟!؟
سوم اینکه خطبهی 27 نهج البلاغه رو تاحالا خوندی؟!
12- من به دونه دونه پارگرافات با عدد جواب دادم. اگه تونستی با همین وضع جواب بده. اگه نه برو فکر کن به حرفات.
دونه دونه به شمارههات جواب دادم.
چند تا سوال پرسیدم اگه خواستی جواب بده، اگر هم نه بهش فکر کن!
و نکتهی آخر اینکه راجع به بیماری "ایدز" حتما شنیدی! ویروس "HIV" باعث میشه که بدن قدرت دفاعی در مقابل میکروب رو از دست بده!
نگرانم از اینکه به نوعی "ایدز فرهنگی" دچار بشیم! و هر چی شنیدیم بدون اینکه مقاومتی کنیم، سریع بپذیریم!
به امید ایرانی مقتدر
دوشنبه 12 آذر1386
می گویند...
وقتی خبر حضور دکتر احمدینژاد رو در اجلاس شورای همکاری خلیجفارس شنیدم، چند تا سوال سریع از ذهنم عبور کرد!
- بیست و هفت دوره از این اجلاس گذشته اما چرا اولین باره که رئیس جمهور ایران به طور رسمی برای شرکت در این اجلاس دعوت میشه؟!؟
- میگویند دکتر احمدینژاد معنی دیپلماسی رو نمیدونه و اصولا دیپلمات نیست، پس چرا حضورش در مجامع جهانی اینقدر اثر گذاره؟!؟ (سازمان ملل و دانشگاه کلمبیا هنوز یادمونه!)
- میگویند دکتر احمدینژاد با مدیریتش شرایط کشور رو به سمت بحران پیش برده، پس چرا از صغیر و کبیر در منطقه و اون طرفتر از منطقه، ندای حمایت از ایران رو سر دادند؟!؟
- میگویند مسیر انرژی هستهای رو طوری پیش برده که تحریم و قطعنامه و بدبختی و فلاکت و بیچارگی نصیب ملت ایران شده و احتمالا جنگ(!)، پس چرا مقامات کشورهای مختلف بطور رسمی و غیررسمی مرتب به ایران تبریک میگن و خواستار استفاده از تجربه ایران در این زمینه هستند؟!؟
- میگویند سفرهای استانی کاری نیست در شأن رئیس جمهور! و رئیس دولت باید برای مسائل کلان برنامهریزی کند، پس چرا علاوه بر سفرهای استانی و موفقیتهای کسب شده، دولت نهم با برنامهریزی دقیق و حساب شده در دیپلماسی خارجی به این حد موفق نشون داده!؟!؟ (سفر رئیس جمهور روسیه هنوز یادمونه!)
- میگویند دکتر احمدینژاد هنوز در روزهای اول انقلاب که بعضی شعارها داغ بود، توقف کرده و متوجه نیست که دنیا عوض شده، پس چرا مردم جهان از حضور حماسی رئیس جمهور ایران در موقعیتهای مختلف حمایت میکنند؟!؟
- میگویند دکتر احمدینژاد سالها تلاش برای گفتگوی تمدنها و تنشزدایی از روابط خارجی رو زیر سوال برده، پس چرا برای اولین بار بعد از حدود 60سال (از زمان رضا خان میرپنج) رئیس جمهور روسیه به ایران آمد، یا دکتر احمدینژد، اولین رئیس جمهوری بود که بعد از انقلاب به کشور امارات سفر کرد، یا اولین رئیس جمهوری بود که به اجلاس شورای همکاری خلیج فارس دعوت شد؟!
- میگویند دکتر احمدینژاد دستاوردهای گذشته را زیر سوال برده! مگر غیر از این است که علیرغم همهی بداخلاقیها و بیتربیتیها، رئیس جمهور هیچگاه رفتار مشابه از خودش نشون نداده؟!؟
- میگویند دکتر احمدینژاد خشونتطلب است و فاشیست و جنگطلب! مگر یادمان رفته که این رئیس جمهور فاشیست حتی زمانی که در حضورش عکسش را به آتش کشیدند به سخنرانی ادامه داد و به پت و پت نیفتاد. اما آن شیخ خندهرو که منادی صلح و گفتگو بود چگونه در دانشگاه به دانشجویان توهین کرد؟!؟
- میگویند دکتر احمدینژاد قدش کوتاه است و کاپشن میپوشد! پس چرا برای همین آدم قدکوتاه امیر قطر با جثهای بیش از یکصد کیلوگرم شخصا به فرودگاه میرود و از وی استقبال رسمی میکند؟!؟
به قول پروین: در سر عقل باید، بیکلاهی...
- میگویند...
آری خیلی چیزها میگویند، اما آنچه مسلم است، این است که دکتر احمدینژاد با وجود انتقاداتی که گاهی به مجموعهی تحت نظر او وارد است، در مجموع کارنامهی خوبی داشته است!
ای کاش آنها که ادعای سازندگی داشتند و دارند، کمی به سازندگی ایران در این مدت کوتاه نگاهی بیفکنند و آنها که ادعای اصلاحات و گفتگو داشتند و دارند، ببینندکه نیازی نیست دست گدایی به سمت چند کشور معدود دراز کنند و شرف و غیرت ملی و دینی خود را به پای آنان بریزند!
آری، دولت عدالت احمدینژاد با وجود نقطه ضعفها، کارنامهی مناسبتری از دولت اصلاحات آقای خاتمی یا دولت سازندگی آقای هاشمی داشته است!
کمی آزادانه بیندیشیم!
آیا اینگونه نیست؟!
چهارشنبه 7 آذر1386
بیایید سیب زمینی، هویج و چغندر نباشیم!!

آنچه گذشت :
* ) 10 ارديبهشت : آغاز ماجرا
بازداشت حسين موسويان ، سخنگوي تيم سابق مذاكره كننده هسته اي و معاون مركز بررسي هاي استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام توسط مامورين وزارت اطلاعات
* ) ارائه توضيحات از سوي محسني اژه اي ، وزير اطلاعات به اعضاي كميسيون امنيت ملي مجلس شوراي اسلامي
نتيجه توضيحات : اتهام جاسوسي موسويان براي وزارت اطلاعات محرز شده است .
* ) آزادي قريب الوقوع موسويان با وثيقه 200 ميليون توماني !!!؟؟؟
* ) رفت و آمدهاي مكرر موسويان به مركز بررسي هاي استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام
* ) سيل عظيم اعتراض نمايندگان و چهره هاي سياسي كشور
* ) 21 آبان : حضور موسويان در همايش " اتحاد ملي ؛ راهبرد ها و سياست ها " در مركز بررسي هاي استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام در كنار عاليجناب سرخپوش و حسن روحاني
* ) حضور رئيس جمهور مردمي در دانشگاه علم و صنعت و بيان نطق آتشين :
"حوادثي كه در اين دو سال گذشت براي آينده عبرت است . بدانيد بيش از 100 مسير طراحي كردند و براي اين منظور تبليغات سياسي و رواني شديد راه اندازي كردند تا دولت عقب نشيني كند . در اين راه تا جايي جلو رفتند كه آدم فرستادند تا اطلاعات درون سيستم را به طور منظم و هفتگي به بيگانگان انتقال دهد كه خوشبختانه با هوشياري وزارت اطلاعات دستگير شد ولي متاسفانه قاضي پرونده را تحت فشار سنگين گذاشته اند تا جاسوس را تبرئه كند!"
* ) بيانات گهربار جناب روحاني در حمايت از موسويان :
حسن روحاني طي مصاحبه اي به سبك روزهاي شيرين قدرت در گذشته از هرچه مي توانست صحبت كرد . از مذاكره ايران با عراق تا بازداشتي هاي امير كبير و در اين بين جملات قصاري نيز در وصف كمالات جناب موسويان ايراد كردند !
در ادامه هم فرمودند : به كسي اتهام زني نكنيد و به جاي درست كردن دشمن فرضي اظهار نظر درباره مجرم بودن يا مجرم نبودن افراد را به دستگاه قضايي بسپاريد .
مجرم خواندن افراد پيش از اثبات در دادگاه خود تخلف است ! زيرا طبق قانون اساسي تمام افراد از اتهامات مبرا هستند مگر اينكه دادگاه صالحه آن ها را به آن اتهام محكوم كند .
و حال آنچه در پيش داريم :
شايد اولين چيزي كه ذهن مخاطب را مي آزارد حمايت بي شائبه سران مجمع تشخيص مصلحت نظام از حسين موسويان باشد . حضور موسويان در كنار اين افراد ، آدمي را به ياد مهدي هاشمي و طرفداري منتظري از او مي اندازد. اين نكته را كوچك زاده (عضو كميسيون اصل 90 مجلس) نيز در صحن مجلس ياد آوري كرد . و بايد به اين جمله معمار انقلاب اسلامي خطاب به منتظري توجه كنيم : "اجازه دهيد حكم مهدي هاشمي كه از منصوبين شخص شماست در يك فضاي بي طرفانه و عادلانه نهايي شود تا حق ملت پا برجا بماند ."
درست تر كه به اتفاقات بنگريم دست هايي را پشت پرده خواهيم ديد كه سعي در تطهير متهم درشت جاسوسي دارند و از هر ابزاري در اين بين استفاده كرده و مي كنند از : جمله تخريب رئيس جمهور ، جنگ رسانه اي ، اعمال فشار سنگين بر قوه قضائيه و ....
در اين بين نيز نسلي به تماشاي اين اتفاقات مي پردازند كه داعيه بيداري دارند و نمونه آن ها را در دانشگاه علم و صنعت ديديم . دانشجوياني كه ايستادگي رئيس جمهور را در موضوع جاسوسان هسته اي خواستار شدند .
آنچه به نظر مي آيد سخت بودن آزمون مطرح شده براي قوه قضائيه است تا خود را در اين فشار ها پاك و صالح نشان دهد و حكمي به عدالت براند . در شرايطي كه حاميان متهمين پرونده با توسل به راه هايي همچون فرار به جلو و پروژه تطهير سعي در تبرئه كردن آن ها دارند .
و در اين بين دانشجوياني كه به دنبال نقشي موثر در جهت حل اين مسئله دارند و همه مي ترسند از روزي كه در روزنامه ها بنويسند :
جاسوس هسته اي تبرئه شد .
واي بر دانشجويي كه شاهد اين اتفاقات باشد و فرياد عدالت خواهي و ميهن پرستي سر ندهد .
اميد داريم با مشخص شدن وضعيت جاسوسان هسته اي كار تحقيق و تفحص تمام نشود و به دنبال لانه ي جاسوسي بگرديم كه هنوز ناشناخته است . كانون تربيت جاسوسي كه شاگرداني همچون مهدي هاشمي و حسين موسويان تحويل دنياي غرب داده است .
ما فقط با مهدي هاشمي ثاني مواجه شده ايم ! واي بر روزي كه سومي و چهارمي و ... هم متولد شوند .
بياييد سيب زميني ، هويج و حتي چغندر نشويم .
این مطلب عینا از وبلاگ وب نگاشت نقل شده است!
پنجشنبه 5 مهر1386
سوالاتی پیرامون سفر احمدی نژاد
1- چرا هر سال سخنرانی احمدینژاد در مجمع عمومی سازمان ملل، با استقبال مردم جهان مواجه میشود؟
الف) چون اگر در کنار رئیس جمهور افغانستان بایستد و حرفی بزند احتمالا آبروریزی میشود!
ب) گزینهی "الف" سخن طرفداران دمکراسی در ایران است!
ج) توزیع کارت سوخت 100لیتری در مجمع عمومی باعث استقبال مردم میشود.
د) احمدینژاد مسافرت با هواپیما را دوست دارد!
2- توجه چند هزار نفر اساتید و دانشجویان دانشگاه در محوطه بیرونی دانشگاه را هنگام سخنرانی احمدینژاد چگونه توجیه میکنید.
الف) همراهان رئیس جمهور (همانند سفرهای استانی) این جماعت رو از گرمسار به نیویورک با اتوبوس منتقل کرده بودند!
ب) همهی فیلمها، حتی سخنرانی احمدینژاد هم "میکس" بوده!
ج) ما که کسی رو ندیدیم!
د) به امید توزیع کارت سوخت 100لیتری دانشجوها جمع شده بودند!
3- چگونه حدود 500میلیون نفر سخنرانی احمدینژاد در دانشگاه کلمبیا را بطور مستقیم از شبکههای خبری مشاهده کردند؟
الف) بیشتر این تعداد از هم محلیهای احمدینژاد در گرمسار بودند!
ب) همهی این آدمها رو اطرافیان احمدینژاد پای گیرندهها جمع کرده بودند!
ج) اصولا چون احمدینژاد بلد نیست حرف بزنه، مخاطب جهانی زیاد داره!
د) این 500میلیون نفر منتظر بودند که احمدینژاد آزاد شدن بنزین رو اعلام کنه!!
4- چرا سخنرانی احمدینژاد در دانشگاه کلمبیا به یک گفتمان جهانی تبدیل شد؟
الف) چون احمدینژاد اصلا دکتر نیست!
ب) چون احمدینژاد از اون دکتراست که رنگ دانشگاه رو هم ندیده!
ج) مردم جهان از سر بیکاری فکر کردن خبری شده!
د) و باز هم سهمیه بندی بنزین!!!!
5- در حالی که رئیس جمهور در سخنرانی رسمی اعلام کرد: "موضوع هستهای ایران خاتمه یافته است" چطور آقای دکتر(!) حسن روحانی امروز گفت: "دو پیشنهاد برای خروج از بن بست هستهای"؟؟
الف) ایشان قبلا معتقد بودند که مردم قیم نمیخواهند! الان رو نمیدونم!
ب) دمکراسی یعنی علیرغم استراتژی رئیس جمهور، شما همچنان در ساز خود بنواز!
ج) دلسوزی آقای روحانی در تعلیق 10 ساله همچنان یادمان هست!
د) احتمالا پیشنهادهای آقای روحانی برای خروج از بن بست سهمیهبندی بنزین بوده است!
6- آیندهی ایران با احمدینژاد چه میشود؟
الف) فعلا که منزوی شدهایم!
ب) احمدینژاد اصلا بلد نیست حرف بزند!
ج) همهاش تقصیر سفرهای استانی است!
د) احتمالا sms زدن هم تا چند وقت دیگه سهمیهای میشه!
یکشنبه 17 تیر1386
موضوعی در خور توجه
در پی انتشار این خبر و قرار گرفتن تصاویر موجود در سایت های مختلف، عکس العمل های متفاوت از همه جناح های سیاسی به هوا برخاست.
چیزی که من رو وادار به نوشتن این پست برای آقای خاتمی کرد، این بود که گروهی معتقدند که این فیلم مونتاژ است و با عکس گرفتن از این فیلم و دست آقای خاتمی که انگشتر در بعضی قسمت ها در دستش بوده و در بعضی جاها نه، مدعی شدند که این کار مخالفان ایشان است!!
به سبب تجربه ی اندکی که در موضوع فیلم و کلیپ و مونتاژ دارم، باید چند نکته رو به عرض برسونم:
1- برای قرار دادن فیلم بر روی سایت های اینترنتی، به علت افزایش سرعت در بارگذاری و پخش، از کیفیت این فیلم ها به شدت می کاهند.
استناد به عکس هایی که از یک کلیپ اینترنتی گرفته شده و فاقد کیفیت حتی معمولی می باشد، امکان اظهار نظر دقیق(!) را آنچنان که در بعضی سایت ها دیدم از کارشناس بی طرف می گیرد.
2- چنانچه فیلم با کیفیت معمولی یا حتی تلویزیونی(!) قابل بررسی باشد، باز هم با توجه یه نوع فیلمبرداری (پورتابل) و حرکت های سریع در جهات مختلف، همچنین نور ناکافی در محیط، امکان دقیق شدن بر روی دست آقای خاتمی، جهت بررسی وجود یا عدم وجود انگشتر برای کارشناس بی طرف وجود ندارد.
و از همه مهمتر:
3- برای مونتاژ کردن دو یا چند تصویر بر روی هم، کادر ثابت و زاویه دید یکسان مهمترین عوامل هستند.
دوربینی که اینچنین حرکت کاتوره ای دارد و از یک کادر مشخص تصویر نمی گیرد، به هیچ وجه امکان مونتاژ ندارد.
پیشنهاد می کنم به دوستان عزیز که به جای تقلیدهای کورکورانه و اظهارنظرهای انکارانه، بیشتر در باب موضوعات مختلف به تفکر بپردازند!




















