تبليغاتX
ایران مقتدر ، آرزوی هر ایرانی

چهارشنبه 26 دی1386

استراتژی در رهبری

با عزیزی راجع به رفتارهای گوناگون رهبران دینی، در مقاطع مختلق زمانی بحث کوتاهی داشتم که تصمیم گرفتم مطلبی رو اینجا مطرح کنم!

 

 

علی بن ابی طالب

جانشین پیامبر خاتم که در اثبات این موضوع مطالب زیادی از علمای شیعه و سنی نقل شده است.

25 سال سکوت که به قول خودش "خار در چشم و استخوان در گلو" بوده است.

از دست دادن همسر، فاطمه، دختر پیامبر خدا

کمتر از 5 سال حکومت و سه جنگ داخلی

 

"جنگ جمل" – ناکثین – کسانی که به واسطهی چند حماسه و فداکاری در صدر اسلام، توقع داشتند علیرغم اینکه در این مدت به اشراف تبدیل شده و از مردم فاصله گرفته بودند، باز هم در حکومت علی جایی داشته باشند.

سران این جبهه: طلحه کسی که پیامبر به او لقب "طلحه الخیر" داده بود!

زبیر که به خاطر فداکاریهایش، از سوی پیامبر "سیف الاسلام" (شمشیر اسلام) نامیده شده بود!

عایشه، همسر پیامبر که لقب "امالمونین" همراهش بود!

اینان باجخواه حکومت بودند و چون علی چراغ سبزی نشان نداد، به بهانه خونخوهی خلیفهی مقتول به جنگ با علی رفتند.

 

"جنگ صفین" – قاسطین – معاویه و دستگاه اشرافی اسلام!

معاویه که حکومت علی مورد پسندش نبود، حاضر نشد به فرمان علی گردن نهد و جنگ صفین روی داد! همان جنگ معروفی که قرآن بر سر نیزه رفت و امثال "اشعث کندی" که عقلشان به چشمشان بود، به عقیدهی خودشان به جنگ قرآن نرفتند!

و بعد ماجرای حکمیت! "ابوموسی اشعری" و "عمروعاص"

 

"جنگ نهروان" – مارقین - کاسههای داغتر از آش!

کسانی که مدعی بودند علی به خاطر گناه نکرده باید توبه کند! و اگر توبه نکند، با شمشیر او را به توبه وادار میکنند!

چهار هزار احمق مقدس مآب که پیشانیهایشان از شدت سجده، پینه بسته بود!

 

و شهادت علی!

نفرین علی بر مردم کوفه!

نفرینی که همچنان دامنگیر است!

به دست پستترین انسانها، در محراب خونش ریخته شد!

علی اولین ثارالله است و حسین نیز دومین!

تنها رهبرانی که خونشان بر زمین ریخت و خداوند وعدهی انتقام خون آنان را داده است!!

 

حسن بن علی

دورانی که تفکیک دوست از دشمن سخت شد!

نفاق، چهرهی اصلی این زمانه است!

یارانی که با وعدهی پول و عمارت، فرزند علی را تنها گذاشتند!

نبرد با معاویه به صلح انجامید!

چرا که حتی "ابن عباس" نیز، فریب خورد!

برای حفظ آنچه هست، مبارزه به صلح تبدیل شد!

و اما شهادت!

چهرهی نفاق حتی در خانهی رهبر نفوذ کرده است!

جایی که به دست همسر مسموم میشود و به شهادت میرسد!

 

حسین بن علی

معاویه از تعهدات در صلح، خود سرپیچی کرده!

یزید بیعت حسین را میخواهد!

یعنی حمایت فرزند علی از دستگاه اشرافی حکومت!

در حج سال ۵۹هجری، یک سال قبل از حادثه کربلا، حسین علمای اسلام را دعوت میکند و با آنان سخن میگوید!

-         تا کی مردم به خاطر اسلام به شما احترام کنند و شما به خاطر اسلام هیچ نکنید!؟

-         تا کی فقط در کنج خانهها به پیامبر درود فرستید و در اجتماع شیوهی پیامبر را اجرا نکنید؟

-         تا کی ...

سال 6۱ هجری!

حسین حج را رها میکند!

اعلام میکند که این سفر بازگشت ندارد!

حادثه در کربلا روی میدهد!

حسین، فرزند علی و زهرا، در بیابان، با لب تشنه، کشته میشود!

از اطرافیان حسین، بجز کودکان و زنان، همگی کشته میشوند!

عباس، برادر حسین!

علی اصغر، فرزند حسین!

علی اکبر، فرزند حسین!

قاسم، پسر برادر حسین!

و ...

حسین فلسفهی شهادت خود را اینگونه بیان میکند:

1-     دعوت به زیبایی

2-     پرهیز از پلیدی

3-     به پا داشتن راه و روش پیامبر خاتم

4-     فریاد: هیهات من الذله (هرگز تن به خواری نمیدهم!!)

 

و حسین سالار شهیدان لقب میگیرد!

 

علی بن حسین

دوران خفقان!

همهی قدرت رسانهای در چنگ اسلام اشرافی!

امکان مبارزه، به هیچ وجه میسر نیست!

کوچکترین اشتباهی، حقیقت اسلام را همیشه مدفون میکند و آنچه بر سر مسیحیت آمد، بر سر اسلام میآید!

رهبر چه میکند!؟

سکوت؟! سستی؟! فراموشی؟! آه و ناله؟!

حتی در زمانی که هیچ ابزاری در اختیار نیست باز هم مسوولیت سلب نمیشود!

به قول معلم شهید: مسوولیت زادهی توانایی نیست، زادهی آگاهی است و انسان بودن!

صحیفهی سجادیه نگاشته میشود! -متن کامل صحیفه سجادیه-

تا در ورای این دعاها، ارزشها و منشور اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، فکری، اقتصادی، امنیتی و همه و همه حفظ شود!!

خاصیت دعا این است که تحت تأثیر شرایط اجتماعی نیست! قیمت پیاز و سیبزمینی ممکن نیست بر دعا اثر گذارد! هرگز!!

دعا یک آرمان است! و خودش به صورت ذاتی، قدرت حفظ خودش را دارد!

و علی بن حسین، زینت پرستندگان لقب میگیرد!

 

محمد بن علی

دوران خفقان در حال گذار است!

سرزمین حکومت اسلامی به اوج گستردگی خود رسیده است! اما از درون در حال پوسیدن است!

خلیفهی اموی، هشام بن عبدالملک به حج میرود!

محمد بن علی نیز در حج حضور دارد!

مردم به جهت اخلاق و رفتار پیامبر گونهی او همچون پروانهها به گردش طواف میکنند!

خلیفه تحمل ندارد! امکان مبارزه نیز نیست!

خلیفه پس از مراسم حج، رهبر را در تنگنا قرار میدهد!

در مراسمی، از مسابقهی تیراندازی گرفته تا مباحث علمی برای بیاعتبار ساختن محمد بن علی استفاده میکند! اما در هیچکدام نتیجه نمیگیرد! قضیه به عکس میشود!

بار دیگر گروهی از دانشمندان مسیحی را فرا میخواند، این بار نیز تیر به سنگ میخورد!

رفتار آرام و با وقار رهبر همه را به تعجب وا داشته است!

زمینه برای جهاد علمی آماده است!

به او لقب "شکافنده دانش" را میدهند!

او نیز به شهادت میرسد!

 

جعفر بن محمد

جعفر بن محمد با دوازده خلیفه معصر بوده! ده خلیفه اموی و دو خلیفه عباسی!

در فاصلهی انتقال حکومت از امویان به عباسیان، بازارهای بحثهای اعتقادی داغ میشود!

چون نظارتی وجود ندارد، هر کس هر چه میگوید به طریقی به پیامبر منتسب میکند!

گروهی به انکار خدا میپردازند!

گروهی صوفیگری و ترک دنیا را ترویج میکنند!

برای مقابله با این هجمهی فرهنگی و عقیدتی، دانشگاه علمی تاسیس میشود!

سوال و جواب علمی به حد اعلا میرسد!

دانشمندان زیادی از این زمان چرخهی تولید علم را آغاز میکنند!

خلیفهی عباسی، تحمل ندارد!

این رهبر نیز پس از دوران کوتاه فشار سیاسی، به شهادت میرسد!

 

موسی بن جعفر

هارون الرشید، مقتدرترین فرد در حکومت عباسی است!

فردی به نام علی بن یقطین که از خواص موسی بن جعفر میباشد، در دستگاه حکومت نفوذ کرده و وزیر هارونالرشید میباشد!

این موضوع برای فعالیتهای رهبر، موقعیت مناسبی است تا حقایق را بیشتر به مردم منتقل کند!

داستان اجاره دادن شترهای یکی از دوستان به خلیفه نیز در همین دوران است!

جایی که رهبر میگوید حتی امید به سلامتی برای یک ظالم و کمک به او در هر شرایطی شراکت در ظلم است!

بعد از مناظرهی خلیفه و رهبر در مزار پیامبر، پس از مدتی دستور دستگیری رهبر صادر میشود!

زندانی شدن در خانهای تنگ و تار تا زمان شهادت!

هشام، موسی بن جعفر را هم به شهادت میرساند!

به خاطر تحمل سختیها و بداخلاقیها، موسی بن جعفر را "بردبار" نامیدند!

 

علی بن موسی

هشام، وصیت میکند امین، ولیعهد باشد! اما مأمون با دسیسهای امین را میکشد و بر قدرت تکیه میزند!

برای نظارت بیشتر علی بن موسی، به طوس فراخوانده میشود!

و برای عوام فریبی، خلیفه، به ایشان پیشنهاد ولیعهدی میکند!

او نمیپذیرد!

پس از اصرار و تهدید مأمون، او به شرط عدم دخالت در حکومت و صرفا به صورت تشریفاتی این مقام را میپذیرد!

برای نماز عید فطر، دستگاه خلافت به خیال اینکه صرفا نمازی خوانده خواهد شد، از علی بن موسی دعوت میکند.

نماز عید فطر که به امامت رهبری، برگزار میشود، دستگاه خلافت را دچار سرگردانی میکند!

علی بن موسی نشان میدهد که علاوه بر نماز خواندن، چگونه نماز خواند نیز مهم است!!

چگونه بودن مهمتر از بودن است!

دستگاه عباسی، علی بن موسی را نیز با مسومیت به شهادت میرساند!

 

محمد بن علی

مباحث مختلف در دستگاه خلافت میان علمای درباری و رهبر مردمی، برای خدشهدار کردن جایگاه رهبری میان مردم، کم و بیش در جریان بود!

تنها را مبارزه با آگاهی مردم، دور نگهداشتن آنها از منبع علم و آگاهی است!

نظارت بیش از حد بر رفت و آمد!

زندان!

خفقان!

و در انتها باز هم شهادت!

به علت اینکه بخشندگی یکی از بارزترین خصایص اخلاقی محمد بن علی رفتار اجتماعی بود، به او لقب "بسیار بخشنده" دادهاند!

 

علی بن محمد

بداخلاقیهای متوکل به حد اعلا رسیده!

افسران دستگاه خلافت، شب و روز بر خانهی علی بن محمد میشورند و او را به قصر حکومت میبرند!

اینها فقط بهانهای است برای کنترل بیشتر!

"منتصر" یکی از فرزندان متوکل، به علت حقارت همیشگی در خانواده و دربار، نقشهی ترور پدر را با همکاری افسران ترک، اجرا کرد!

"منتصر" وقتی به خلافت رسید، رفتارهای متفاوتی از خود نشان داد:

- "فدک" را به رهبری شیعیان برگرداند!

- وقفهای شیعیان، پس داده شد!

- زیارت قبور علی بن ابی طالب و حسین بن علی، آزاد شد!

پس از یکسال افسران ترک که نگران محبوبیت "منتصر" بودند، با فشار به پزشک او، "منتصر" را کشتند!

اینبار "مستعین" عموی منتصر که دست نشاندهی افسران ترک بود بر منصب خلافت تکیه زد!

حیف و میل بی حد و حصر اموال عمومی اتفاق میافتد!

افسران ترک مستعین را نیز برکنار میکنند و "معتز" پسر متوکل را بر خلافت مینشانند! و او سر از تن مستعین جدا میکند!

بار دیگر چون نظارت کاستی میگیرد، انواع اعتقادات منتسب به پیامبر مطرح میشود!

در این میان رهبری جامعه، به تربیت شاگردانی میپردازد که حقیقت را برای مردم روشن سازند!

یکی از این خواص، عبدالعظیم حسنی است که منتسب به حسن بن علی میباشد.

"معتز" برای آنکه خیالش از بابت حکومت راحت شود، ابتدا سران ترک را میکشد و سپس نزدیکان دربار را تبعید میکند!

و پس از آنکه حکومت خود را قدرت بخشید، به مقام رهبری تعرض میکند!

این رهبر نیز پس از مسمومیت به شهادت میرسد!

روشنگریهای علی بن محمد باعث میشود تا به او لقب "هدایتگر" بدهند!

 

حسن بن علی

در زمان معتصم، به بهانهی دور نگهداشتن افسران ترک، در نزدیکی بغداد، در منطقهی "سر من رای" پادگانی ساختهاند که بعدها به سامراء معروف شد!

"معتز" توسط افسران ترک در اتاقی محبوس میشود و پس از سه روز بی آب و غذا جان میدهد!

"مهتدی" و سپس "معتمد" بر سر کار میآیند!

دوران عباسی در سراشیبی است و انتظار میرود آسودگی برای رهبری جامعه پیشبینی شود!

اما اینطور نمیشود!

دستگاه خلافت از ترس فروپاشی، حسن بن علی را  بیش از هر زمان زیر نظر دارد

پس از مدتی او را به پادگان رسمی پایتخت منتقل میکند!

او را زندانی میکنند!

از همین رو به حسن بن علی، لقب "عسکری" به معنی "گرفتار در پادگان" دادهاند!

و پس از مدتی حسن بن علی نیز به شهادت میرسد!

 

حجه بن الحسن

پس از حضور یازده رهبر در جامعه، رهبر دوازدهم از نظر غایب میشود تا در زمان معین ظهور کند!

او جایی نرفته که بازگردد!

او فقط از نظرها "غایب" است!

وقتی برای آمدنش دعا میکنیم، باید برای رسیدن خودمان تلاش کنیم!

او همواره هست! در میان مردم!

باید شرایط فهمیدن او را ایجاد کنیم!

 

 

 

نتیجه:

 

-         رهبری در جامعهی اسلامی یک نقش پیوسته، فعال و ارگانیک است!

-         برای حصول به هدف (سعادت مردم) تغییر استراتژی ضروری است!

-         آن چیزی ارزش است که در رسیدن به هدف، مردم را یاری دهد!

-         ارزش در هر لحظه توسط رهبری جامعه تعیین میشود! (آنچنان که علی سکوت کرد، حسن صلح نمود و حسین جهاد!)

-         حمایت نکردن از فرامین رهبری در جامعه، تفاوتی با حمایت از دستگاه ظلم ندارد! (آنان که در زمان جهاد حسین در حج بودند، با همراهیان یزید، تفاوتی ندارند!)

-         نتیجهی جهالت و خیانت در هر صورت به ضرر مردم است! (آنچنان که جهالت مردم در زمان علی، همان نتیجهای را داد که خیانت در زمان حسن و هر دو به ضرر مردم تمام شد!)

-         دعوت به زیبایی و پرهیز از پلیدی، مفاهیم کلی است که مصادیق آن باید توسط رهبری جامعه تعیین شود!

-         تحجر و مقدس مآبی همان اندازه مضر است که فراموشی مکتب ضرر میرساند!

-         رهبری پویا نیازمند مکتب اجتهادی است! (در شرایط خاص، تصمیم خاص!)

-         آنچه رهبری جامعه بگوید، حتی اگر از زاویهای خلاف قانون باشد، برای مردم بهتر است! (مثل مقدم بودن فرمان پلیس بر قانون ترافیک)

-         اسلام همواره بر دشمنان خارجی پیروز بوده اما همواره بخاطر جهالت و خیانت از درون ضربه خورده است!

-         در مکتب اسلام، "بودن" مهم است، اما "چگونه بودن" مهمتر است!

-         در مکتب اسلام، هم "چه کسی حکومت کند؟" مهم است، هم "چگونه حکومت کند؟"!!

-         تقابل جبههی حق و باطل از اول خلقت بوده و تا آخر هم ادامه دارد! (هابیل و قابیل، موسی و فرعون، ابراهیم و نمرود، علی و معاویه، حسین و یزید و ...)

-         در میان جبههگیری حق و باطل باید شفاف رفتار کرد!

-         دید روشن و باز از مهمترین شاخصهای مکتب اسلامی است! (تا مثل اشعثها در صفین، حقیقت محض با پوست و مرکب معاوضه نشود!)

-         این مهم نیست که حق با چه کسی است؟! مهم این است که چه کسی با حق است!؟

-         حقیقت را با افراد نسنجیم! بلکه افراد را با حقیقت محک بزنیم!

-         هر چیزی خوب است، قانون است، نه اینکه هرچیزی چون قانون است، پس خوب است!!

 

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست

راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش!

نوشته شده توسط ایران1414 در 9:4 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 20 دی1386

شگفتا

 چندین سال پیش، در سالهای خیلی دور، زمانی که آفتاب به فرمان پروردگار، همچون همیشه پرتوی پرمهرش را به همهی موجودات نیازمند هدیه میکرد و زمین با روشنایی صبحگاهان روزی نو، آغاز کرده بود، دلهرهای شگرف همهی عالم را فراگرفته بود.

خورشید که از وسط آسمان آبی و پاک عبور کرد، حادثه تمام شده بود!

رویدادی که جهت حرکت تاریخ را تغییر داد، فقط در یک روز، آن هم از صبح تا ظهر اتفاق افتاد!

 

شگفتا!

در گوشهای از بیابان خشک، همین نزدیکیها، مردی به همراه خانواده و دوستانش حادثهای را رقم میزند و فریاد میکند: "ارزش هر کاری در هر جامعهای، به اندازهای است که دشمن از آن کار ضرر میبیند!"

 

فهمیدن یا نفهمیدن این واقعه، تأثیری در اصل حادثه ندارد! بلکه این ما هستیم که برای نجات، آسایش و خوشبختی خودمان با تلاش بیوقفه در شناخت راه مناسب، باید هزینه کنیم!! آنچنان که برای خورشید تفاوتی ندارد که امروز چند نفر صبحدم خواب بودهاند یا چند میلیون نفر!! کسی که آفتاب را از دست میدهد باید نگران باشد!

 

شگفتی این واقعه همواره در سایهی شخصیت واقعهسازان قرار گرفته است. چرا که این آدمها "انسانیت" را خجالت زده کردهاند! و به راستی "آزادگی" را حقیقت عینی بخشیدهاند!

 

پابهپای مرد شمارهی یک این میدان، زنی قرار دارد که اگر نگوییم شخصیت اول این حادثه است، قطعا کمتر از آن نیز نیست!

این را مقایسه کنید با نگاهی که زن را در جامعه "کالایی برای مصرف" تعریف میکند!

چه خندهآورند زنانی که مدعی "بودن" هستند و تعریف "زن" را در این مکتب نمیپسندند!!

 

مدیریت در هدایت اینچنین واقعهای شگفتی دوم است!

آنجا که رهبر، نه به قدرت و ثروت که به "شهادت" و "کشته شدن" در راه عشق، دعوت میکند!

و عجیب اینکه با تعدادی کمتر از یکصد نفر این حادثه را میسازد!

چه کسی و چگونه میتواند با صدهزار نفر، چنین رویدادی بسازد؟!

چه خندهآورند آنان که مدعی مدیریت هستند و نقش رهبری را در این حادثه نمیفهمند!

 

مهمترین زمان، امروز است و مهمترین کار، کاری که اکنون باید انجام داد!

مگر نه این است که رهبر این واقعه، کاری را که سفارش دین و مکتب بود، رها کرد تا خلق این رویداد جاودانه را رقم بزند؟!

چه خندهآورند "تازه به دوران رسیدگان"ی که مدعی روشهای نوین پیشرفت در زندگی روزمره هستند و یا نمیفهمند یا نمیخواهند بفهمند که "انتخاب درست" از اصول اولیهی این مکتب است!!

 

ادامه دارد...

 

نوشته شده توسط ایران1414 در 20:31 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 20 دی1386

حمایت آمریکا

حمایت امریكا از هركسی در ایران یك ننگ است.

- مقام رهبری - ۱۹دی ۱۳۸۶

نوشته شده توسط ایران1414 در 18:48 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 9 دی1386

عید غدیر3

دنیا گذرگاه عبور است، نه جای ماندن!

 

-امام علی-

 

رفتن از این گذرگاه همراه با مردی چون "علی" گوارای وجودتان!!
نوشته شده توسط ایران1414 در 8:9 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 9 دی1386

عید غدیر2

اگر به آنچه میخواستی نرسیدی،

از آنچه هستی، نگران نباش!

 

-امام علی-

 

عاشقی مبارک!
نوشته شده توسط ایران1414 در 8:8 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 9 دی1386

عید غدیر1

ما تکیهگاه میانه هستیم!
عقب
ماندگان به ما میرسند،

و پیش
تاختگان به ما باز میگردند!

-امام علی-

عاشقی بر شما مبارک!
نوشته شده توسط ایران1414 در 8:7 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 5 دی1386

ایران1414

به سایت www.iran1414.com سری بزنید!

 

 مجموعه وبلاگ‌های ایران1414:

Iran1414.blogfa.com

Iran1414.parsiblog.com

Iran1414.mihanblog.ir

Iran1414.persianblog.ir

Iran1414.blogsky.com

Iran1414.blogspot.com

 

نوشته شده توسط ایران1414 در 10:5 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 4 دی1386

میلاد حضرت مسیح

خدایا!
درود فرست بر پیامبران
و همه کسانی که صادقانه بر رسالت آنان گواهی دادند.

(امام سجاد)

ولادت حضرت مسیح، مبارک باد.

نوشته شده توسط ایران1414 در 20:41 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 4 دی1386

شب یلدا

ایرانیان در تخت جمشید اینچنین هستند:
هیچکس عصبانی نیست!
هیچکس سوار نیست!
هیچکس در حال کرنش و تعظیم نیست!
در این هزار نقش، هیچکس برهنه هم نیست!

یلدا بر ایرانیان مبارک

www.iran1414.com

نوشته شده توسط ایران1414 در 20:38 |  لینک ثابت   •