سه شنبه 29 آبان1386
خوشبخت و بدبخت!
"خوشبخت" (آنکه در این دنیا احساس خوشی دارد)، در واقع بدبختی است که آدم بودن خویش را پاک از یاد برده است!
و "بدبخت" (آنکه در این دنیا احساس خوش ندارد)، خوشبختی است که رنج "بودن" را همچنان احساس می کند. چرا که هنوز "آدم" است!
آری، هنوز آدم است! چراکه سرگذشت خویش را به یاد می آورد!!
دوشنبه 28 آبان1386
تغییر استراتژی
قصد نداشتم خارج از برنامه ی فکری و آنچه که در ذهنم تبیین کرده بودم، چیز دیگری بنویسم!
اما آنچه در روزمره اتفاق می افتد، باعث شد تصمیم دیگری بگیرم!
نمی دانم چه خواهم گفت یا چه خواهم نوشت! اما گاهی خارج از آنچه که قرار بود، می نویسم!
به سایت www.iran1414.com نیز سری بزنید!
جالب است!
چهارشنبه 16 آبان1386
دعا در مسیحیت و اسلام
در ابتدا، نگاهی میکنیم به موضوع نیایش از دو زاویهی مسیحیت و اسلام.
دعا و نیایش در مسیحیت آنچنان که "الکسیس کارل" میگوید، اساسش دو چیز است: فقر و عشق!
انسانی که نیایش میکند، در حالی که از یک سو عجز و ناتوانی خود را بیان میدارد، از سوی دیگر احساس دوست داشتن و علاقه به خوبیها و زیباییها را در خود زنده نگه میدارد!
از این منظر دعای مسیحیت، از زندگی و کشمکشهای روزمره خود را دور نگه داشته و دخالتی به آن ندارد.
اما در اسلام عناصر دیگری نیز به آن اضافه میشود!
مهمترین این عناصر، بیان دردها و خواستههای اجتماعی و فردی است. خواستههایی که غالبا روح نیایشگر به آن وابسته است.
ورود عنصر سیاست در دعای اسلامی، صرف نظر از آنکه افکار متعالی اجتماعی را همواره در بهترین شرایط به نیایشگر تلقین میکند، موجب میشود که این ایدههای مقدس به صورت ثابت و مشترکی در میان همهی افرادی که در این مسیر گام برمیدارند، انتشار یابد.
علاوه بر آن، هنگامی که افکار و ایدههای اجتماعی در پناه دعا قرار میگیرد از آسیبدیدگی بحرانهای سیاسی و اجتماعی روزگار مصون خواهند ماند.
از منظر دیگر، میتوان استنباط کرد که نباید انتظار داشت همهی دعاها مورد اجابت واقع شود! چرا که دعای اسلامی علاوه بر جنبهی نیایشی، جنبههای مهمتری نیز دارد که از آن جمله میتوان به تعیین خط مشی فکری و عملی اشاره نمود.
به عنوان مثال در دعاهای ماه رمضان میخوانیم:
"اللهم اغنی کل فقیر" خدایا! همهی نیازمندان را بینیاز فرما!
"اللهم اشبع کل جائع" خدایا! همهی گرسنگان را سیر فرما!
"اللهم اکس کل عریان" خدایا! همهی برهنگان را بپوشان!
"اللهم اقض دین کل مدین" خدایا! وام همهی بدهکاران را بپرداز!
"اللهم فرج عن کل مکروب" خدایا! گرفتاری همهی گرفتاران را گشایش فرما
"اللهم رد کل غریب" خدایا! همهی در راه ماندگان را برسان"
"اللهم فک کل اسیر" خدایا! همهی اسیران را آزاد فرما"
"اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین" خدایا! همهی عوامل فساد در مسلمانان را ریشهکن فرما"
"اللهم اشف کل مریض" خدایا! همهی مریضان را شفا عنایت فرما!
واقعیت آن است که در مدیریت انسانی جامعهی بشری، هیچگاه امکان ندارد که درخواستهایی که در قالب دعای بالا مطرح شد، به صورت عملی اتفاق بیفتد!
امثال این دعا، تعیین خط مشی برای رفتار انسانهاست. تعیین آرمان و هدف زندگی مادی است. نقشهای است برای حرکت!
یعنی پس از مشخص شدن مقصد و مسیر، باید با تمام امکانات به سمت این مقصد حرکت کرد!
هدف به صورت مطلق تعریف میشود، اما رفتار یک امر نسبی است! هر چه رفتار به هدف نزدیکتر، بهتر! اما توقع رسیدن رفتار به هدف در مدیریت انسانی، امری غیر منطقی است!
آنچنان که در قرآن داریم:
"لا یکلف الله نفسا الا وسعها"
مسؤولیت خداوند، متناسب با ظرفیت هر انسان است.
نتیجه:
آرمان و هدف مطلق است و رفتار انسان امری نسبی است!
باید تلاش کرد "آنچه هست" را به "آنچه باید باشد"، نزدیک کرد!
و این یعنی مسوولیت اجتماعی!
جمعه 11 آبان1386
ویژگی ملت تأثیرگذار
یک ملت برای اینکه ملت تأثیرگذار بر مردم کشورهای همسایه، مردم قاره و حتی مردم جهان باشد، باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟!؟
یک ملت تأثیرگذار حداقل سه شرط را باید همواره در خود داشته باشد:
1- هم در گذشته، پروندهی روشنی در تاریخ داشته باشد و هم در حال حاضر تاریخساز باشد!
2- از قومیتهای گوناگونی تشکیل شده باشد!
3- همواره از رهبری پویا و متمرکزی بهرمند باشد!
توضیح:
1) داشتن تاریخ در گذشته و حال، از ویژگیهای یک ملت تأثیرگذار است!
ملتی که در گذشتهی تاریخی خود، دارای عقبهی است متمدن و بافرهنگ، یعنی توان بالقوه در ساختن یک جامعهی مناسب را دارد.
حال اگر این ملت بتواند در مسیر حرکت خویش، تاریخسازی کند، میتوان ادعا کرد که این پتانسیل به صورت بالفعل در این ملت وجود دارد.
به یونان نگاه کنید! کشوری است با پروندهای درخشان در تاریخ! اما اکنون؟
آخرین زمانی که یونان در تاریخ به صورت جدی مطرح شده، چه زمان بوده است؟!
پس باید توجه داشت که یک ملت علاوه بر داشتن سابقهی درخشان، باید در زمان حال نیز، یک ملت زنده باشد!
2) ملتی که از قومیتهای گوناگون تشکیل شده است خاصیت انعطافپذیری و ارتجاعی بیشتری دارد!
دقت کنید که تکثر قومیتها در یک ملت، تهدید نیست، بلکه یک فرصت بسیار ایدهآل است.
آنچه در این مورد اهمیت ویژهای دارد این است که قومیتها در حالی که به صورت مجزا داری فرهنگ و آداب بخصوص خود هستند، همواره به نوعی خود را در سرنوشت قومیتهای دیگر مؤثر میدانند و این یعنی رفتار اختصاصی یک قوم در مسیر رفتار کلان ملت!
قومیتهای مختلف از یک سو در جهت اهداف کلان ملت رفتار میکنند و از سوی دیگر اهداف گروهی خود را دنبال میکنند.
این موضوع چنانچه در ملتی وجود داشته باشد، باعث تکثر فرهنگ و پویایی بیشتر یک ملت میشود!
البته باید توجه داشت به دلیل اختلافات جزئی و سلیقهای که همواره در میان قومیتهای مختلف وجود دارد، این موضوع همواره مورد توجه دشمنان ملت قرار میگیرد!
نتیجه اینکه تکثر قومیتها در یک ملت اگر هوشیارانه به آن نگاه شود یک خاصیت استراتژیک و استثنایی برای استفاده از قابلیتهای ملت است.
3) هدایت متمرکز و رهبری پویا برای یک ملت، خاصیتی است که باعث میشود ملت در شرایط متفاوت رفتارهای مناسب ارائه دهد!
از جمله رموز موفقیت در یک تشکیلات از یک سو هدایت متمرکز است و از سوی دیگر حمایت و اطاعت اعضای تشکیلات!
دقت کنید، آنچه مورد بحث است با مدیریت دیکتاتوری کاملا متفاوت است. در دیکتاتوری مقبولیت فرد میان اکثریت مطرح نیست، اما در مورد رهبری متمرکز مقبولیت عمومی اعضای گروه، از شروط اولیه رهبری است!
موضوع در رهبری متمرکز و پویا، تشخیص بهترین گزینه در شرایط متفاوت است. آنگونه که همهی اعضای گروه به نحوی در تصمیم اتخاذ شده ذینفع باشند.
البته باید توجه داشت که رهبری متمرکز بیشتر در مسائل کلان موضوعیت دارد و در موارد جزئی تصمیمگیری بر عهدهی منتخبان گروه است.
و نتیجه:
یکبار دیگر ویژگیهای ملت تأثیرگذار را با هم مرور میکنیم:
1- هم در گذشته، پروندهی روشنی در تاریخ داشته باشد و هم در حال حاضر تاریخساز باشد!
2- از قومیتهای گوناگونی تشکیل شده باشد!
3- همواره از رهبری پویا و متمرکزی بهرمند باشد!
چهارشنبه 2 آبان1386
تأثیرگذاری و تأثیرپذیری
اگر نگاه اجمالی و کلی به انواع جوامع بشری در مقاطع مختلف زمانی و مکانی داشته باشیم، یکی از مواردی که قابل بررسی است خاصیت تأثیرگذاری و تأثیرپذیری مردم یک جامعه است!
همواره اکثریت مردم، با درجههای متفاوت اثرپذیری، تحت تأثیر یک گروه اقلیت قرار میگیرند!
از این منظر سوالات متفاوتی قابل بررسی است:
چه کسانی اثر میکنند؟
چگونه اثر میکنند؟
بر چه کسانی اثر میکنند؟
با چه ابزاری اثر میکنند؟
با چه میزان اثرپذیری، تاثیر میگذارند؟
و سوالهایی از این قبیل!
اگر بخواهیم به اولین سوال پاسخ دهیم، باید ویژگیهای گروه اثرگذار را بررسی کنیم. به عبارتی باید به این سوال پاسخ داد که "یک گروه اقلیت باید چه ویژگیهایی داشته باشد تا بر گروه اکثریت تأثیرگذار باشد؟"
این رفتار از یک جامعهی کوچک شروع میشود! حتما تا به حال دیدهاید که در یک جمع کوچک خانوادگی یا دوستانه، نقش اثرگذاری یک یا چند نفر بر سایر اعضای گروه سایه افکنده است. به نحوی که گروه به نحوی تحت تأثیر رفتار این تعداد اندک قرار دارند.
به عنوان مثال دانشآموزان یک کلاس را در نظر بگیرید. در این کلاس دانشآموزانی هستند که خاصیت اثرگذاری بیشتری دارند و هدایت رفتار کلاس به طور ناخودآگاه بر عهده آنان قرار میگیرد. در همین حین معلم کلاس هم، به نحوی در حال ارتباط با دانشآموزان است و به عبارتی هدایت آگاهانهی کلاس را بر عهده دارد. تأثیرگذاری یک دانشآموز در کلاس و یک معلم در کلاس دو موضوع کاملاً جدا از هم است! چرا که اولی از اعضای داخل گروه است دومی از افراد خارج گروه!
آنچه که موضوع اثرگذاری و اثرپذیری یک گروه است، صرفاً به اعضای داخل گروه مرتبط است و به رفتار افراد خارج از گروه با اعضای گروه، ارتباطی ندارد.
محدودهی بررسی خود را گسترده میکنیم. افراد تاثیرگذار در بچههای یک مدرسه، کارمندان یک اداره، اعضای یک حزب، مردم یک محله، یک شهر و حتی یک کشور!!
و بازهم گستردهتر!
افراد تأثیرگذار در گسترهی وسیعی مثل مردم یک قاره و حتی مردم کل جهان!
(باز هم تاکید میکنم این تأثیرگذاری صرفا درون مردم جهان بررسی میشود و ارتباطی با رفتار حکومتها با مردم ندارد.)
اینک، سوال را اینگونه مطرح میکنیم:
یک ملت برای اینکه ملت تأثیرگذار بر مردم کشورهای همسایه، مردم قاره و حتی مردم جهان باشد، باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟!؟