تبليغاتX
ایران مقتدر ، آرزوی هر ایرانی

یکشنبه 7 مرداد1386

نقد دانشگاه عمومی، صدا و سیما

شايد با اتفاقي كه به واسطه گستاخي هاي فرزاد حسني با حمايت بي مورد مديران صدا و سيما در برنامه زنده روي داد، بسياري از زخم هاي قبلي دلسوزان در مورد صدا وسيما، مديريت و رويكردهاي اين دستگاه عريض و طويل سر باز كرد.

حرفها و درد دل‌هاي بسياري از مردم و دلسوزان در طول دو روز گذشته از طريق تماس، اس ام اس و پيگيري هاي مختلف، نشان داده شد و شايد خيلي ها هم بودند كه ديدند، خون دل خوردند و اشك ريختند اما شايد دستشان به جايي نمي رسيد. چه بگويند؟! به كه بگويند؟؟!

در ميان همه انتقاداتي كه به مجري ناسالم سيما وارد شده است، شايد بهتر باشد عمق ماجرا را بيشتر در نظر داشته باشيم.

صدا و سيماي جمهوري اسلامي كه قرار بود به فرموده حضرت روح الله يك دانشگاه عمومي باشد، اكنون چگونه است و به كدام سمت مي رود؟

شايد يك حركت وبلاگي و مطالب تحليلي فرزندان انقلاب اسلامي در وبلاگها اثر زيادي در بيدار كردن مسئولان صدا وسيما از اين خواب پرهزينه و خطرناك داشته باشد.

از دوستان وبلاگ نويس مي‌خواهم در مطالبشان به اين 5 سوال پاسخ دهند و از ساير وبلاگ نويسان هم بخواهند در اين حركت شركت كنند.

1- علي رغم اينكه رويكرد صدا وسيماي جمهوري اسلامي بايد منطبق با اهداف اسلامي و انقلابي ايران باشد، چرا اين سازمان همواره به دنبال آن است كه ژست هاي روشنفكري بگيرد و حتي در اين راه از فدا كردن سربازان مخلص انقلاب (همچون سردار رادان) هم ابايي ندارد؟

2- افرادي كه در صدا و سيما در معرض ديدن يا شنيده شدن ميليونها نفر از مردم قرار مي گيرند، خيلي زود تبديل به مدل مي شوند. سوال اينجاست كه آيا نظارتي بر نحوه پوشش، آرايش و حركات اين افراد وجود دارد؟ اگر وجود دارد، پس قيافه بزك كرده فردي همچون فرزاد حسني چيست؟! آيا اين همان دانشگاه عمومي است ؟!

3- جاي نيروهاي متعهد به اسلام ناب در برنامه هاي صدا وسيما كجاست؟ تريبون صدا وسيما در ساعات پرمخاطب در اختيار چه كساني است؟ و چرا اين سازمان به برنامه هاي بي محتوا و لمپن مانند "برره" بودجه "الف" مي‌دهد در حالي كه برنامه سازان ارزشي همواره از بي توجهي و حتي اهانت مديران اين سازمان در رنج هستند و بودجه اي كه به اين برنامه ها اختصاص داده مي شود، يك هفتم هزينه اي است كه سازمان صدا و سيما براي مجموعه هاي "الف" همچون "برره" مي پردازد؟

4- از مدتها قبل شاهد برگزاري جلسات متعدد و پرطمطراق رئيس سازمان صداوسيما با اساتيد، دانشجويان و نخبگان عرصه هاي مختلف بوده ايم كه از سوي شبكه هاي مختلف صداوسيما تبليغات فراواني براي آن صورت گرفت. مي شود بپرسيم نتايج و برون‌داد عملي اين جلسات در برنامه ها و رويكرد كلان شبكه هاي صدا وسيما چه بوده است؟

5- مديران صدا وسيما در قبال حقوقي كه از بيت المال مسلمين به افرادي همچون فرزاد حسني مي پردازند چه پاسخي ميتوانند داشته باشند؟ و چرا تريبونهاي موثر در صدا و سيماي جمهوري اسلامي از افراد فاسد و كساني كه در دل، هيچ اعتقادي به اسلام و انقلاب اسلامي ندارند- كه قطعا در برنامه هايشان هم براي انقلاب و اسلام سمي مهلك هستند- گرفته نمي شود در حالي كه روز به روز شاهد منزوي كردن نيروهاي متعهد همچون وحيد يامين پور در سازمان صدا و سيما هستيم؟

اين سازمان همانجايي است كه قرار بود دانشگاه عمومي ايران اسلامي باشد؟!

* از دوستان عزيز تقاضا مي كنم كه مورد اين 5 سوال، اگر مثال هاي دقيق و اخبار موثق هم دارند،ذكر كنند كه مجموع اين مثال ها بر استناد و استحكام اين حركت خواهد افزود.

از همه دوستان وبلاگ نويسم كه اين مطلب را مي بينند، دعوت ميكنم با نوشتن مطالب و پاسخ به اين سوالات در وبلاگ خود، در اين حركت وبلاگي شركت كنند و ساير دوستانشان را هم به اين حركت دعوت كنند.


"مطلب فوق از وبلاگ خبرنگاه مسلمان بدون تغییر نقل شده است"

 

نوشته شده توسط ایران1414 در 12:2 |  لینک ثابت   • 

شنبه 6 مرداد1386

مصداق عینی

راجع به احترام به شعور مخاطب که در پست قبلی نوشته بودم، یه مطلبی اضافه کنم:

جمعه شب، 5 مردادماه "برنامه ورزش از نگاه دو" با حضور "امیر قلعه نویی" سرمربی تیم ملی فوتبال ایران به صورت زنده از شبکه دوم سیما پخش شد.

اصلا به بحث های فنی کاری ندارم!
به اشخاص حقیقی هم همینطور! چیزی که می خوام بگم راجع به جایگاه حقوقی آدم هاست!

موضوعی که برای آقای سرمربی مشتبه شده بود، این بود که تصور می کرد برای مردمی داره حرف می زنه که کمترین اطلاعاتی راجع به فوتبال ندارند!!
تصور ایشان این بود که این برنامه در روستایی دور افتاده در "بورکینافاسو" که کمترین وسائل ارتباط جمعی رو ندارند، داره پخش می شه!!
و این در حالی بود که مادربزرگ های ایرانی هم کاملا به آنالیز تیم ملی و چیدمان مهره ها آشنایی دارند و تا حدی هم صاحبنظر شده اند!
سرمربی تیم ملی فوتبال ایران در دفاع(!) از عملکرد خود و کادر فنی مباحثی رو مطرح کرد که انگار ببیننده های این برنامه یه مشت آدم های بی سوادی هستند که تا الان فوتبال رو با واترپلو اشتباه می گرفتند!!!

از این حرفا که بگذریم به نکات جالب می رسیم؛ ادبیات آقای سرمربی بجای آنکه به جایگاه یک مربی درجه یک ورزشی شباهت داشته باشد، به ادبیات چاله میدونی بیشتر نزدیک بود:
"کاشته" به جای "ضربه ایستگاهی"
"پنارتی" به جای "پنالتی" penalty
"ممد" به جای "محمد نصرتی"
"کرنل" به جای "کرنر" corner
"میتی" یه جای "مهدی مهدوی کیا"
و ...
وقتی این حرفا رو شنیدم باز هم به فکرم خطور کرد که:
"شعور مخاطب" در کلام آقای سرمربی کجاست؟!؟

و به قول یکی از بچه ها که خبر داده بود کتاب زیر در دست انتشار است:
"ادب و تربیت در فوتبال"
نوشته سلطان "علی پروین"
به کوشش ژنرال "امیر قلعه نویی"
نوشته شده توسط ایران1414 در 12:43 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1 مرداد1386

احترام به مخاطب یا شعور مخاطب؟

موضوع احترام گذاشتن به مخاطب، موضوع خیلی جدیدی نیست که تازه کشف شده باشه یا اهمیت اون تازه معلوم شده باشه!

احترام کردن و مورد احترام بودن، چون نشأت گرفته از فطرت انسان هاست، آدمی به طرفش اشتیاق داره و حتی اگر خودش هم این خصوصیت رو نداشته باشه، حتما اون رو دوست داره!!!

یه اتفاق باعث شد ذهن من به سمت یه موضوعی کشیده بشه و تصمیم بگیرم مطلبی راجع به "احترام به مخاطب یا شعور مخاطب" بنویسم!!

به نظر من، احترام کردن یه صفتی است که بیشتر جنبه بیرونی داره! یعنی قابل مشاهده است و از لحن صحبت و رفتار یک نفر به راحتی قابل فهمیدنه.
فکر می کنم این موضوع برامون پیش اومده که ابعاد مختلف احترام به مخاطب رو در جاهای مختلف دیده باشیم!
احترام متقابل راننده تاکسی و مسافر
احترام متقابل بلیط فروش سینما و تماشاچی
احترام متقابل صندوقدار بانک و مشتری
احترام متقابل دو راننده اتومبیل در تقاطع
احترام متقابل ...

از این قسمت که عبور کنیم به موضوع "احترام به شعور مخاطب" می رسیم.

به نظر من احترام به شعور مخاطب با احترام به مخاطب کاملا متفاوته!
احترام به شعور مخاطب خیلی جنبه بیرونی نداره، بیشتر درونیه!
به راحتی قابل درک نیست و باید خیلی دقیق شد تا فهمید شعور مخاطب مورد احترام واقع شده یا نه!؟

گاهی اوقات پیش میاد که ظاهر خیلی احترام آمیز و مودبانه است، اما در پس این احترام، نوعی توهین به شعور مخاطب به چشم می خوره!

می شه احترام به مخاطب رو "خوب حرف زدن" تعبیر کرد
و احترام به شعور مخاطب رو "حرف خوب زدن"
جمع شدن "حرف خوب زدن" و "خوب حرف زدن" یه حالت ایده آل و بسیار مناسب رو ایجاد می کنه.

تا حالا شما، تفاوت "احترام به مخاطب" و "احترام به شعور مخاطب" رو لمس کردید؟!
نوشته شده توسط ایران1414 در 10:34 |  لینک ثابت   •