تبليغاتX
ایران مقتدر ، آرزوی هر ایرانی

چهارشنبه 30 خرداد1386

کوهنوردی

بعضى از انسانها آن چنان وجودشان پُرتپش و پُرتحرك است كه مثل اينكه همه‏ى اعضا و جوارح آنها قلب است؛ اينها مى‏توانند به قله برسند. رسيدن به قله، يك مرحله‏ى «آرزو» دارد. شما وقتى از پنجره‏ى خانه‏تان منظره‏ى كوهستان را مشاهده مى‏كنيد، مى‏بينيد كسانى به آن بالاها رفته‏اند و دارند در ارتفاعات بلند راه مى‏روند؛ آرزو مى‏كنيد كاش شما هم بتوانيد به آنجا برسيد. اين، يك مرحله است؛ ليكن كافى نيست.

مرحله‏ى بعد اين است كه از رختخواب بلند شويد، بيرون بياييد، لباس مناسب بپوشيد، كفش مناسب به پا كنيد و به طرف كوه راه بيفتيد.

وقتى انسان به بخشهاى دامنه‏اى مى‏رسد، بعضيها، با پستى بلنديها و سختيها و خاك و خُل‏هايى كه سر راهشان مى‏بينند، خسته مى‏شوند، حوصله‏شان سر مى‏رود و تصور مى‏كنند كه رسيدن به قله، مثل پريدن يك كبوتر است كه پايشان را بگذارند و بپرند و به آنجا بروند، فكرِ اين حركتِ ميان راه را نمى‏كنند؛ اينها زود مأيوس مى‏شوند. بعضيها چند تا پيچ و خم هم بالا مى‏روند، ليكن خسته مى‏شوند.

بعضى احساس خستگى هم نمى‏كنند، اما حوصله‏شان سر مى‏رود؛ عجله مى‏كنند؛ خيال مى‏كنند كه نيم ساعت يا يك ساعت كه انسان راه رفت، بايد به آنجا برسد. اينها آفتهاى اين حركت است. آن كسى كه صبورانه، شائقانه، با استفاده‏ى از همه‏ى توان و نيروى خود و با اميد به اينكه به آنجا خواهد رسيد، حركت بكند، از طولانى شدن زمان، از دراز بودن راه، از پى‏درپى آمدن گردنه‏ها، از در ميان راه ماندن بعضى از رفيقانِ نيمه راه، نمى‏هراسد؛ اين آدم بايد مطمئن باشد كه به آن قله خواهد رسيد.

نوشته شده توسط ایران1414 در 17:19 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 17 خرداد1386

چند وقت تعطیلی

 

با سلام

عذر چند وقت نبودنم را اگر بپذیرید، مایه ی مباهات است...

مشغله ی راه اندازی سایت شخصی، مجال نوشتن را از من ربود...

اما آمده ام که باز هم بنویسم!!

نوشته شده توسط ایران1414 در 1:29 |  لینک ثابت   •