تبليغاتX
ایران مقتدر ، آرزوی هر ایرانی

پنجشنبه 9 فروردین1386

... یک جمله ...



نوشته شده توسط ایران1414 در 1:54 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1 فروردین1386

... شروع بهار ...

 

بی لحظه‌ای درنگ،

بی تجربه،

و بی اضطراب،

 

خداوند سبحان فضا را شكافت،

به هر سو راهى گشود،

آبى متلاطم و متراكم  جارى ساخت،

و آن را بر بادى تند و توفانی سوار کرد،

و باد را فرمان داد، كه امانت نگه دارد و نگذارد كه فرو ريزد،

هوا در زير آن باد وزیدن گرفت و آب بر فراز آن جريان يافت...

 

باد ديگرى بيافريد که تنها وظیفه‌اش، جنبانيدن آب بود...

از جايگاهى دور و ناشناخته...

فرمانش داد كه بر آن آب وزيدن گيرد و امواج دريا را برانگيزد...

باد بی‌درنگ فرمان خداوند را گردن نهاد و آب را پيوسته زير و رو كرد و همه‌ی اجزاى آن را در حركت آورد،

آنچنان که از امواج آب قله‌های بلند بالا آمد و پس از لختی كف بر آب نشست...

 

آنگاه خداوند كف‌ها را به فضای بالا برد و هفت آسمان را از آن آفريد...

وظیفه‌ی امواج در زير آسمان‌ها، بازداشتن آسمان از فروریختن بود،

و بر فراز آن‌ها بی‌هیچ ستونی، سقفى بلند پدیدار گردانید...

 

ستارگان را زینت آسمان قرارداد و اختران تابناك پديد آورد،

چراغ‌هاى تابناك مهر و ماه را برافروخت،

و هر يك را در مداری دوار، چونان لوحى متحرك به رقص آورد...

 

پس از آن، آسمان‌هاى بلند را گشود،

و فرشتگان را در فضای آسمان‌ها قرار داد...

برخى از فرشتگان پيوسته در سجودند، بى آنكه ركوعى كرده باشند،

برخى همواره در ركوعند و هرگز قامت راست نکرده‌اند...

صف به صف، در جاى خود قرار گرفته‌اند و هيچ یک را توان آن نيست كه از جاى خود به جاى دیگر رود.

اینان خداوند را مى‌ستايند بی‌آنکه از ستایش ملول گردند...

هرگز خواب به چشمانشان راه نیابد،

و هرگز خطا به اندیشه‌های آنان ورود نکند،

و هرگز سستی به اندام‌هايشان نزدیک نشود،

و هرگز فراموشى و غفلت بر آنان چيره نگردد،

 

جمعی از فرشتگان امين وحى خداوند هستند و پیام او را به فرستاده‌ها می‌رسانند،

و آنچه در تقدیر نوشته شده است و مقرر گشته، به زمين آورده و باز مى گردانند...

جمعی دیگر نگهبانان بندگان هستند...

و گروهى دربانان بهشت...

 

شمارى دیگر پاهايشان بر روى زمين استوار است و گردن‌هايشان برفراز آسمان،

اندامشان از اطراف زمين بيرون رفته و بازوهایشان آنچنان تواناست كه توانند پايه‌هاى عرش ‍ را بر دوش دارند...

اینان از شوکت و عظمت خداوند، نتوانند كه چشم بالا كنند،

بلكه، همواره سر به گریبان ایستاده‌اند و بال‌ها جمع كرده و خویش را در آن پيچيده‌اند...

ميان آن‌ها و دیگران، پرده‌های عزّت، عظمت، شوکت و قدرت كشيده شده است...

اینان هرگز پروردگارشان را در خيال و توهم، تصور نمى‌كنند،

هرگز با صفات مخلوقات توصیفش نمی‌سازند،

هرگز در مكان‌ها محدودش نمى‌دانند،

هرگز براى او همتايى نمى‌شناسند و به او اشارت نمى‌نمايند...

 

آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، همواره به تسبیح خداوند مشغولند...

 

اینچنین بود که خداوند، آفرینش را آفرید...

و آن روز که آخرین پرده از داستان آفرینش رقم خورد،

بی‌شک روز اول بهار بود...

 

نوشته شده توسط ایران1414 در 9:28 |  لینک ثابت   •