سه شنبه 29 اسفند1385
... آخرین کلام سال از پیامبر اعظم ...
... اسلام برای آدمی آنگاه سودمند باشد که از آنچه بی فایده است دست کشیده و وقت خود را برای آن صرف نکند ...
به امید روزی که همه افکار و اعمال ما در راستای هدفی مقدس باشند نه بیهوده و بی فایده ...
سه شنبه 22 اسفند1385
اکران فیلم 300
برای اعتراض به فیلم ۳۰۰ اینجا کلیک کرده و به عنوان یک ایرانی از تمدن فاخر ایران زمین دفاع کنید...
سه شنبه 22 اسفند1385
... زیر تیغ ...

به بهانه تموم شدن سریال زیر تیغ چند تا مطلب به ذهنم رسید که در کنار نظرات شما می تونه جمع بندی خوبی برای یک سریال پر بیننده باشه...
- شروع سریال با حضور بازیگرانی چون پرویز پرستویی و فاطمه معتمد آریا در کنار سیاوش طهمورث و آتیلا پسیانی، توجه مخاطب رو به سمت خودش جلب کرد.
- تیتراژ قسمت های ابتدایی که حاکی از مرگ جعفر بود، به نوعی مخاطب رو جلوتر از جریان فیلم قرار می داد. (البته این باعث پیش داوری هایی در مورد چگونگی مرگ جعفر می شد و ذهن رو به سمت خسرو منحرف می کرد!!!)
- رفته رفته چیزی که مخاطب رو پای گیرنده میخکوب میکرد، نه حضور بازیگران، که روند داستان مجموعه بود.

- استفاده از کلمات خاص در گفتگوها همواره یکی از قسمتهای مورد توجه مخاطبان بوده است. در این زمینه میتوان گفت مجموعه "زیرتیغ" تا حد زیادی مخاطب خودش رو قانع کرده است.

- در مقابل همه شخصیت های مثبت این مجموعه، نقش عمو قدرت با هنرمندی سیاوش طهمورث به عنوان کلیدی ترین و تنها شخصیت منفی داستان جذابیت ویژه ای رو ایجاد کرده بود. البته باید بر این همه توانایی در برانگیختن حس نفرت، تحسین گفت!
- و در آخرین قسمت هم نه خیلی دور از ذهن مخاطب اما به شیوه ای خاص موضوع داستان به خوبی و خوشی پایان پذیرفت!!
البته نکات دیگهای هم وجود داره که در حوصله نوشته های من نیست!

و در آخر هم یه خسته نباشید به همه عوامل این مجموعه
دوشنبه 21 اسفند1385
... انیشتین ...
فکر کردن سخت ترین کار برای بشر است!!
شنبه 19 اسفند1385
... از سخنان کنفسیوس ...
اغلب مردم گله وار گرد هم می نشینند، بی آنکه درباره اوضاع عمومی و تکالیف اجتماعی خود کلمه ای به زبان آرند!!
اینان تنها از گفتن و شنیدن گفتارهای هزل و یاوه خوشحال و شاد می شوند و می خندند!!
براستی این مردم را به راه راست آوردن بسیار دشوار است!!!!!
جمعه 18 اسفند1385
... میم مثل ؟ ...
میم، مثل ملاقلی پور ...
درگذشت هنرمند متعهد رسول ملاقلی پور، بر ملت هنرشناس ایران تسلیت باد ...
سه شنبه 15 اسفند1385
... شعر ...
این شعر از زبان یه کودک سیاه پوست نوشته شده ...
وقتي به دنيا ميام، سياهم، وقتي بزرگ ميشم، سياهم، وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم، وقتي مي ترسم، سياهم، وقتي مريض ميشم، سياهم، وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم...
و تو، آدم سفيد، وقتي به دنيا مياي، صورتي اي، وقتي بزرگ ميشي، سفيدي، وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي، وقتي سردت ميشه، آبي اي، وقتي مي ترسي، زردي، وقتي مريض ميشي، سبزي، و وقتي مي ميري، خاکستري اي...
و تو به من ميگي رنگين پوست؟؟؟...
دوشنبه 7 اسفند1385
ازدواج زوركي
ادامه مطلب
یکشنبه 6 اسفند1385
حمله به ایران یک میلیون سرباز میخواهد
ادامه مطلب
شنبه 5 اسفند1385
فيلم كامل از اعدام صدام
سه شنبه 1 اسفند1385
... چه حرفا ...
بعد از چند روزی که خیلی سرم شلوغ بود، اومدم سر بزنم به وبلاگ که حرف جالبی دیدم ...
یکی از خوانندگان ما رو دعوت کرده بود به حمایت از مراسم ۸ مارس یا همون ۱۷ اسفند که روز جهانی زن نامیده شده!!!!
خیلی خنده داره ... واقعا از ته دل دارم می خندم ...
سیستمی که در ایران هم اکنون حاکمیت رو در اختیار داره، از حمایت نسبتا بالای مردم برخورداره ... انتخابات اخیر و راهپیمایی ۲۲ بهمن که یادتون نرفته ... (البته ممکنه بگن عکس ها از سال قبل بوده یا با پول مردم رو آوردن، اما خوب ما که اونجا بودیم که حرفشون رو باور نمی کنیم!!!!!)
آمریکا که سالهاست خودش رو ابرقدرت جهان می دونه، هیچ غلطی نتونسته و نمی تونه بکنه!!! حالا سوال من اینه که یه مشت بچه سوسول که اگه مامی و پاپا ولشون کنن، جسارتا شلوارشون رو هم نمی تونن بکشن بالا، چه جوری می خوان در حکومت ایران تغییر ایجاد کنند؟!؟!؟
خیلی خنده داره ... دلم براشون می سوزه که با چه شوق و شوری دارن اینکار رو می کنن ... آخی ... به چی امیدوارند؟!؟!
فقط چند وقتی با این کار سرمون گرم می شه ... ما هم خندیدیم ... شما هم لبخند بزن ...



